سحـــر خاتـــون
گاهی یک جور غمی ته دلت هست که هر چی می گردی علتش رو پیدا نمی کنی ! این جور غم ها بیشتر از ناراحتی ، آدم را کلافه می کنند ... !
سحـــر خاتـــون
بچه که بودم عاشق بازی با یویو بودم... حالا که بزرگ شدم خودم شدم عین یه یویوی بزرگ که یه روز بالا میرم و یه روز میام پایین...یه روز خوب خوبم و یه روز بد بد
سحـــر خاتـــون
دارم دق میکنم از درد دوری...میخوام مثل تو شم...اما چجوری؟؟؟؟؟؟؟
سحـــر خاتـــون
برام بودن تو بازی نبود و ...به این بازی دلم راضی نبود و ...از اول آخرش رو میدونستم...تو تونستی ولی من نتونستم.......
سحـــر خاتـــون
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد نه التـــمـاس هـــایم را و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را... به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی درخـتـی از غــــرور کـاشـتم...
سحـــر خاتـــون
ای نا رفیق.. به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه می زنی بر اعتمادم زیر پایم را زود خالی کردی سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر نا مردیت را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود