سحـــر خاتـــون
برام هییییچ حسی شبیه تو نیست...
سحـــر خاتـــون
دستُ دلم به هيچ نميرفت... دستم را گرفتی، دلم رفت...
سحـــر خاتـــون
دستانش را بگیر!
آنقدر نزدیکش باش که گرمای نفس هایش را حس کنی!خوب عطرش را بو بکش!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسش ... از ته دل ببویش ... از ته دل لمسش کن!
... ... از ته دل نگاهش کن ... از ته دل صدایش کن!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکن!روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلت می ماند ...
سحـــر خاتـــون
وقتی کسی رو نمیتونی فراموش کنی .بدون اونم هنوز به یادته!!
سحـــر خاتـــون
عشق با زمان فراموش ميشود و زمان هم با عشق...
سحـــر خاتـــون
چه موجود عجیبی است این انسان وقتی صدایش می کنی ؛ نمی شنود وقتی به دنبالش می روی ؛ نمی بیند وقتی دوستش داری ؛ به فکرت نیست اما وقتی می شنود ؛ که دیگر صدایت گرفته وقتی می بیند ؛ که خسته در راه افتاده ای وقتی به فکرت هست ؛ که دیگر نیستی !!!
سحـــر خاتـــون
منـــ و تو مـــا بــوديـــمــ...همـ راه و همـــ نـگـاه و همـــ بـــغـــض همــ صــدا و همـــ پـا و پـــا به راه...تــــو امـــا دلــــت بــا مــنـــــ نبود
سحـــر خاتـــون
نمیتوان از تو گذشت ، به خدا نمیتوان چشم بر روی چشمهایت بست ، بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم. . . نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمیمانم نمیگویم همیشه بمان ، تا زمانی که هستی من نیز میمانم اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا میگذارم نمیگویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی . . . قلبی که تنها تپشهایش برای تو است ، زنده ماندن من به شرط تپشهای این قلب نیست ، به عشق بودن تو است ! تو در قلبمی و تنها نیستی ، تو مال منی و همه زندگی ام هستی. . .
سحـــر خاتـــون
این نیز بگذرد؛ مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی؛ مثل همه ی دوست داشتن هایی که؛ در ته صندوق خاک خورده ی زمان مخفی ماند؛ و هیچ کس نفهمیدشان؛ این نیز بگذرد، مثل زندگی ...
کووک کووک
14 سال و 3 ماه و 19 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبل