دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحـــر خاتـــون

بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر... درباره »
سحـــر خاتـــون
زن - مجرد
امتیاز: 5891

دنبال‌شدگان

(1002 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(874 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

تو میخواســــتی بشی " سنگ صبورمـــــــــ " تو شدی "سـنگــــــ" و منم هنوز "صبورمـــــ"

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم ... کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم حالا عکست تنها يادگار از تو خاطراتت تنها باقي مونده از تو وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

کاش دهخدا می دانست دلتنگی … اشک …. فاصله …. بی وفایی…. تعریفش فقط دو حرف است ...... “تـــو”

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

تو که همیشه می شکنی!!! هر چیزی که دم دستت باشد حتی دل را!! این بار فقط ...بگو "دوستت دارم" تا سکوت مبهم بینمان را بشکنی

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

تقصیر تو نیست مقصر معلم دستور زبان فارسی بود: كه به من نگفت.... .من با هر تویی ما نمی‌شود

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

حسادت می کنم به تو ..! که آسان .. ...که آسوده .. فراموش میکنی ! اما .. ...فراموش نمی شوی

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

عمیق تر از آن است كه به این سادگی پر شود ... حتی به مدد این سی و دو حرف ... تنهایی ام

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی .. و میدانم .. هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم .. ... این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند .. تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم ..

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

چه زود از دست می دهیم چیزهایی را که برای به دست آوردن شان ... سال ها...منتظر مانده ایم فنجان دیگری از دستم می افتد بوی قهوه و من دوباره یاد چشم هایی می افتم که قهوه ای نبودند....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

بودنت را دوست میدارم وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی به آغوشت سفت مرا می فشاری ... ... و وادارم می کنی که به هیچ کس فکر نکنم جز تو

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

حس غریبی بودی در احوال زندگی ام و من چه کودکانه آشنا می پنداشتمت , کاش میدانستم سکوت نشانه رضایت نیست و یک غریبه همیشه غریبه است

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

هر چه مي گذرد ... سايه ات انگار دارد كوچك و كوچك تر مي شود . هی ! نه ... !! تو از من داري دور مي شوی

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

این روزها ... بُغضم که میگیرد ... سریع دلم هم می گیرد ... چشمانم پر اشک می شود ... و لبانم می لرزد ... آهی از سری دل تنگی از دهانم بیرون می آید ... و نفس عمیقی کشیده می شود ... این روزها زود به زود دلم میگیرد ....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

گناه نه ! چاره ای نبود... طعم سیب می داد لب هایت طاق زدم بهشت را ، با آغوشت!!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چه حس خوبیه، این که تو هستی و عاشق تراز خودم ، پیشم نشستی و عادت می دی منو ، به مهربونیات، تا من نفس نفس ،دیوانه شم برات چه حس خوبیه این که تو با منی اینکه فقط به من لبخند می زنی ...اینکه به فکرمی ، به فکر من فقط هر چی نگات کنم سیر نمی شم ازت...