کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
اگه چیزی به نام زندگی وجود داشته باشه
کوه یخ
اگه میدونستم تو لپتاپ المنت هم داره همون زمستون میخریدم اینقدر سرما هم نمیخوردم
کوه یخ
واقعا واسه آیفون (دربازکن) توی ایران فرهنگ سازی نشد. می پرسی کیه؟ میگه باز کن خوب برادر من دارم سوال ازت می پرسم قشنگ گوش کن و پاسخ مناسب بده
کوه یخ
اینایی که تو تاکسی خودشونو میچسبونن به در که دختر کنارشون معذب نشه اینا که تو خیابون وقتی میبینن یه دختر با دوس پسرش داره راه میره سرشونو میندازن پایین اینا که میدونن اخلاقشون خیلی عنه و با هیشکی سازگار نیس و دیگه با کسی دوس نمیشن اینا که یه دایره فقط واسه تنهایی خودشون درست کردن اینا که تا یه مناسبتی میشه گوشی رو برمیدار تبریک بگن ولی کسی رو پیدا نمیکنن اینا که میرن زیر دوش آب بغضشون میترکه و گریه میکنن اینا که از هر پک سیگار و هر دقیقه تنهاییشون بیشترین لذت رو میبرن ای وای، ای وای، ای وای از اون ای وای های شهاب حسینی تو درباره الی اخ اخ اخ اینا، اینا، اینا، اینا... تورو خدا هواشونو داشته باشید بغضشون که بترکه خوبه ولی یه سری ها هستن یه درجه از اینا جلوترن اونا بغضشونم دیگه نمیترکه بغضشون خشکیده دم گلوشون و راه نفسشونو بسته همونا! وای وای وای
کوه یخ
پیتزا فروشی بود که گفتم پیتزامو داده بود به یکی دیگه و منم یه دو نفره گوشت سفارش دادم و در رفتم امروز منو دید گفت آقا بیا، گفتم بفرمایید( با تخمانی زیر گلو) گفت شما چرا اون شب سفارش دادیو رفتی؟ گفتم شما چرا اون شب قبلش سفارش منو دادی به یکی دیگه؟ گفت بابا ما پیراشکیتو دادیم به یکی دیگه 3 تومن پولش بود، تو یه گوشت دو نفره سفارش داده بودی 11 تومن گفتم حاجی من گشنه خوابیدم اون شب، میفهمی؟ گفت آره میفهمم گفتم چاکرتم هسم شرمندم دیگه اما تقصیر توام بود ( با اندکی دخل و تصرف در دو خط آخر) دو خط آخر بدون دخل و تصرف: گفتم حاجی من گشنه خوابیدم، گفت به اونجام (واقعی) گفتم پس همون حقت بود