کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
هندزفری که تو گوشمه انگار یه عینک خوشبینی به چشمه
کوه یخ
دیشب خونه دخترخالم خوابیدم؛ تو پذیرایی داشتم درس میخوندم یهو 3 صبح خودشو شوهرش رفتن حمام. صبح اومده به من میگه تا چند بیدار بودی؟ میگم تا 5 صبح میگه منو علی هم هر کار کردیم خوابمون نبُرد از بیکاری رفتیم دوش گرفتیم!
کوه یخ
بيخيال ٦ صبي كه هنوز نيامده ( در ادامه ترانه بيخيال سياوش)
کوه یخ
فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛ بمباران میشه، خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون، ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره! این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش ....؟!!؟ .
کوه یخ
یکی پیامک داده برنامه گلبرگ سوال پرسیده که " چجوری میتونم از فکر عشقم بیام بیرون " ؟؟؟ دهنوی ( کارشناس برنامه ) جواب میده : یه کش ببند دستت هرموقع یاد عشقت افتادی؛ کش رو محکم بکش تا بخوره به دستت درد بگیره از فکرش بیای بیرون ! "" لال بشم اگه دروغ بگم ""
کوه یخ
ژاپنیها چقدر شبیه ایرانیان هستند!!؟
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری میکنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه میشه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب میگفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچ
کوه یخ
براي تبليغ خريد كالاي ايراني يه صحنه از واليبال تيم ملي رو نشون ميده يني فوتبالو بخواد بذاره كسي شلغم ايراني هم نميخره
کوه یخ
عطر سيب ، همين يك شاخه رز و شويدهاي معطر توي حياط ، شايد بايد يكي باشه همشونو باهاش قسمت كنم
کوه یخ
خواستگاری به لهجه مشهدی خواستگار: ملاک های شما بریـ یه ازدواج چیه!؟ دختر خانم گرامی: بری مو همی تفاهم خیلی مهمه! خواستگار: تفاهم که ها! دِگه؟ دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دِنه خانه! خواستگار: خب ها! دِگِه چی!؟ دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دِنه خانه و یه باغ تو طرقبه!! خواستگار: و دگِه چه ملاک هایی دِرِن؟! دختر خانم گرامی: خب همو تفاهم و یه دِنه خانه و یَک ماشین مدل بالا هم خوبه خب! خواستگار: و دگه!؟ دختر خانم گرامی: خب تفاهم و خانه و ماشین رو گفتُم. یه عالمه هم پول دِشتهِ بِشی بد نیست! خواستگار: دِگِه امری نِدِرِن!؟ دختر خانم گرامی: چرا! چرا! ها! نُمُخوام که شما هم زیاد به زحمت بیُفتِن و روتان فشار بیه! "تفاهم" رو هم فراهم نکردِن اشکالی نِدِره!! نخواستگار: ها! ای دست گلتان درد نُکُنه... مو بُرُم یه دوری بِزِنُم باز میام!!! يني اين لهجمون تو حلقم كه دس از سرمون بر نميداره
کوه یخ
توسط پیامک
331 زندگی رو دوست دارم چون تو کتابا نوشته در ضمن چاره دیگه اى ندارم