کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
آرام باش، حوصله کن، آبهای زودگذر، هیچ فصلی را نخواهند دید از ریگهای ته جویبار شنیدهام.. مهم نیست که مرا از ملاقات ماه و گفت و گوی باران بازداشتهاند من برای رسیدن به آرامش تنها به تکرار اسم تو بسنده خواهم کرد... حالا آرام باش همه چیز درست خواهد شد... همه چیز درست خواهد شد... ..سید علی صالحی..
کوه یخ
به این خیال که تو هستی همه چیز سر جای خودش باقیست تنها جای تو در کنارم خالیست به این خیال که تو هستی شبهایم مهتابیست تنها درد من در این شبها ، تنهاییست
کوه یخ
دو نصیحت برای خواهران و برادران مقیم دنبالر دارم !!!!!!! . . . . . . . . . . . . خواهرم : هیچ اتفاقی نمیفته وقتی پست یه پسر رو میخونی ، یه لایک هم بزنی . برادرم : وقتی پست یه دختر رو لایک میکنی ، حداقل قبلش اونو بخون ، شاید توش فحش نوشته باشه
کوه یخ
یادت هست؟ بیست و هفت سالِ پیش، همان ماههای اولِ نامزدیمان، برادرِ دوقلوی من تصادف کرد و مُرد، و تو دلواپس بودی که مبادا عروسی عقب بیافتد. حالا درست بیست و شش سال است که تو عروسِ خانهی منی، هیچوقت هم نفهمیدی شوهرِ تو، همانی بود که مُرد.
کوه یخ
حتی بضی وقتا فک میکنی شاید مث فیلم هندیا مثلن سرطان داشته یا یه همچی چیزی که ترکت کرده خیلی سخته که نتونی یه اتفاق رو هضمش کنی،هر لحظه یه جوری تعبیرش میکنی
کوه یخ
کسی حرف منو انگار نمیفهمه مرده زنده ، خواب و بیدار نمیفهمه کسی تنهایی رو از من نمی دزده درد ما رو در و دیوار نمیفهمه ...
کوه یخ
فردا میاید باز چیزی نخواهیم فهمید این یعنی درد اندیشه من شاعر حمید ذاکری
کوه یخ
دوست داشتم قبیله داشتیم و من عاشق دختر قبیله دشمن میشدم و دوتایی یواشکی قرار میذاشتیم همو میدیدم بعد لو میرفتیم هردومونو میکشتن. خیلی خفنه.
کوه یخ
بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم هركه آرد سخن عشق ميان ميخندم من از آن روز كه دلدارم رفت به هوس بازي اين بي خبران مي خندم خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است كارم از گريه گذشته است و به آن مي خندم
کوه یخ
نمیدونم چن ساعته همینجا نشستم فقط الان فمیدم کل ام پی تری فرامرز اصلانی رو گوش کردم باید برم سراغ خواننده خسته بعدی