کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
هیچ کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده عشق دوم ، عشق سوم این ها بی معنی است فقط رفت و آمد است افت و خیز است ...معاشرت می کنند و اسمش را می گذارند عشق...
کوه یخ
یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد!!
کوه یخ
متنفرم از خاطره هایی که وقتی بهشون فک میکنم میگم وای من چقدر احمق بودم
کوه یخ
سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی او از نژاد جاده باشد و رفتنی آری روزها گذشت ، همان شد ، او رفت ، من شکستم . .
کوه یخ
حدیث داریم اون دنیا تو جهنم یه سری دختر هستن که هی میان بهت میگن : بیا با هم دوست معمولی باشیم. و این عذابی است برای کافران
کوه یخ
همین که باهاش سینما نرفتم همینکه بوسش نکردم همینکه به پاییز نرسید همینکه زیر بارون نرفتیم همینکه صدای خشخش برگا رو زیر پامون نشنیدیم همینکه با هم سیاوش گوش نکردیم همینکه با هم نرقصیدیم همینا همینا حالا برام دلخوشیه
کوه یخ
دیگه این پاییز رو نمیتونم تنهایی موسیقی برگها رو بشنوم یکدست میخام تا زیر بارون گرمم کنه فقط همین
کوه یخ
آهسته قدم برمیدارم زیر آسمانی که ستاره هم دارد,تاریکی هم.برای شنیدن موسیقی قدمهایم را کند کرده ام تا دیرتر به مقصد برسم.باد میزند و موهایم را بر صورتم شلاق میکند. از کنارم میگذرند همه دنیا.حتا اگر همه حواسم بجایی در دورها پرتاب شده باشد ,باز هم میبینم که کسی مرا نمیبیند و با خود میگویم دیده شدن بین هفت ملیارد رهگذر سخت است. خیابان ساکت میشود.برای لحظه ای موزیک خالص میشنوم و عجیب لذت میبرم. از کنار دکانها میگذرم و بوی لیمو نگاهم را به شانه چپم منحرف میکند.می ایستم و آرام میگیرم: من زنده ام و تمام حسرتها پاک میشود... لیمو...