کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
(جان) رقص؟ (دیانا) من باید برم. (جان) یادم میاد وقتی جوون بودم، از جایی برمی گشتم، سینما یا یه یه چیز دیگه. تو مترو بودم و یک دختر روبروی من نشسته بود...اون دختر خوشگلترین چیزی بود که به عمرم دیدم. وقتی اون به من نگاه می کرد، خجالتی می شدم و نگاهم رو می دزدیدم، بعدش من به اون نگاه می کردم و اون نگاهش رو می دزدید. به جایی که باید پیاده می شدم رسیدم. پیاده شدم. درها بسته شدن. همین که قطار راه افتاد، مستقیم تو چشمام زل زد و عجیب ترین لبخند رو به من زد. معرکه بود، می خواستم درا رو بشکنم و بازشون کنم. دو هفته هر شب برمی گشتم، همون موقع ولی دیگه ندیدمش. این مال 30 سال پیش بود و فکر نمی کنم که روزی بیاد که به اون فک نکنم. نمی خوام این اتفاق دوباره برام بیفته. فقط یک رقص... پیشنهاد بیشرمانه ( Indecent Proposal) - آدریان لین
کوه یخ
زیبایی خانوما زمانی به دل میشینه که با زیبایی درونشون همراه میشه خدا به منم توفیق درک یکی از فرشته های مهربونشو داد@dorsa_nail
کوه یخ
تو را به نام کوچک گل ها صدا می زنم دلم بوی یاس دهانم طعم باران می گیرد شناور می شوم در عطر سادۀ چشمانت و از هوای تو صدف می چینم !@dorsa_nail