کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
خدا وکیلی ببین دارم میگم خدا وکیلی قبول داری: ﺩﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﻮﯼ ﺩﻟﺶ ﯾﻪ ﻣﺎﻩ ﻋﺴﻞ ﺑﺎ ﻋﻤﻪ ﺕ میره و برمیگرده؟
کوه یخ
بدیش اینه آدم جای زخماش خوب بشه تجربه هاش هم یادش میره
کوه یخ
به يک دوست دختر خوشگل و خوشتيپ و پولدار داراي ماشين پرايد ، ترجيحا 131 باشه ساپورتم بپوشه باباشم پولدار باشه نيازمنديم که عين بچه ادم بياد کادو ولنتاينشو بده و بعدش تو افق محو بشه
کوه یخ
یکی دیگ از فانتزیای معکوسم اینه که جنیفر لوپز بهم زنگ بزنه بگه سعید پاشو بیا لس آنجلس کنسرت دارم دوستام گیر دادن میخان تورو ببینن!!!بعدش با یه "پیرهن صورتی" خودمو با اولین پرواز برسونم اونجا و راننده هاش بیان استقبالم منو ببرن خونه ش,بعدش وقتی رفتم خونشون جنیفر بگه کاوه جان شرمنده نیومدم استقبالت دستم بند بود داشتم سبزی خورد میکردم, برات قرمه سبزی که دوس داری درست کردم!!!خلاصه بعده ناهاربریم واسه کنسرت و جنیفر با لهجه غلیظ فارسی آهنگ "پیرهن صورتی دل منو بردی " رو برام بخونه!!!یهو گیر بده بگه سعید بیا یه دهن واسه مردم ما بخون,منم برم رو سن وچون اونا فارسی بلد نیستن شروع کنم عمو سبزی فروش خوندن: عمو سبزی فروش؟(اونا بگن بعله) عمو سبزی فروش؟ بعله سبزیت آشیه؟ بعله جنیفر لاشیه؟ بعله..... بعد یهو یکیشون فارسی بلد باشه با تیر بزنه تو مغزم, جنازمو ببرن سمت افق!
کوه یخ
دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم 23 سال بزرگتره مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟ دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده مادر : مگه زنم داره ؟ دختر : آره سه تا هم بچه داره مادر : وای خدای من ، آخ قلبم ! دختر : مامان جون ، الان زنگ میزنم با پورشِ پانامراش بیاد دنبالمون ببریمت دکتر . الان فکر کنم داره از برجی که ساخته بر میگرده سمت خونه مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟!
کوه یخ
یه دوس دختر هم نداریم موهاش فر باشه . . . . ... . . . . . . . . . توش پیتزا بپزیم ...!!! عمم انسان نجیبیـــــه! اسبه لامصب
کوه یخ
یکی از فانتزیام اینه که تو ماشینم باشم ببینم پسره با دوست دخترش وایستاده کنار خیابون ... یهو کرم درونم زنده بشه کنار پاشون ترمز بزنم ...رو به دختره داد بزنم ... دیگه به من زنگ نزنیا...این بود اون دوست دارم هایی که بهم میگفتی؟برو گمشو با این با این سلیقه تخیلیت.... بعد گازشو بگیرم و برم ....(آره مریضم) بعد همینجور که با لذت دارم میرم یهو ترمز ماشینم ببره و مجبور به لایی کشیدن بشم یهو یه کامیون از روبرو بیاد من از ماشین بپرم بیرونو پرایدم بخوره به کامیونه و کامیونش خورد خاکشیر شه,لامصب پرایده آ! بعد همینجور که رو زمین افتادم یه نیسان آبی رنگ از روبرو بیاد سمتم که منو له کنه منم هی دکمه ناپدید شدن در افق رو مثل بقیه بزنم اما کار نکنه نیسانه بیاد لهم کنه بمیرم و درس عبرتی شم واسه بقیه که دو کفتر عاشق رو ازهم جدا نکنن . لامصب هر کاری می کنم آخر فانتزیام قهرمانانه زنده بمونم نمیشه! دکمه افق کصافط