کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
یادمه بچگی هام وقتی می رفتم بهشت زهرا سعی می کردم پام روقبرا نره ! تا رو یکیشون می رفت، جیگرم آتیش می گرفت چشامو می بستم، تو دلم براش صلوات می فرستادم چند سال گذشت..... من بزرگتر .... مرده ها بیشتر قدیمی ها پوسیده تر ..... جدیدی ها با سنگ شکیل تر نمی دونم امروز روی چندتا قبر پام رفت برای چندتا یادم رفت صلوات بفرستم اما راستش ، امروز یه چیزی فهمیدم ما که دلمون نمی اومد حتی روی مرده ها پا بذاریم این روزها چقدر راحت روی زنده ها واحساسشون پا می ذاریم کاش همون بچه می موندیم
کوه یخ
بارون پاییز هم نتونست رد پاتو پاک کنه از کدوم لجنزار پا به زندگیم گذاشتی
کوه یخ
برداشتم از این عکس :واکنش ما نسبت به گرفتاری دیگران
کوه یخ
رفته بودم تعزیه یکی از دوستام یاد تو تداعی شد که یه روز بودی و فرداش اعلامیه ترحیمتو گوشه قلبم زدم.چه تلخه بیهوا رفتن بیخبر موندن چشم به اخر اخر جاده ها دوختن