کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
تو خیابون فردوسی با ماشین از بین سطلهای آتیش زده می گذشتم که رادیو گفت مردم اسپانیا در اعتراض به سیاست های اقتصادی دولت به خیابونها ریختند. یک لحظه فکر کردم تو اسپانیا هستم و پیچیدم سمت ساحل!
کوه یخ
وقتی کسیرو واسه درددل کردن ندارین ساعت هفت صب جمعه بیاین دنبالر هر چی دوس دارین فریاد کنین هیچ گوشی رو هم ازار نمیدین
کوه یخ
چیزی روی دلم سنگین است. این روزها حوصلهام را جایی آویختهام که دستم به آن نمیرسد و چنان هیچ نمیخواهم که دوست دارم تمام خواستنیهایم را یک جا استفراغ کنم. دهانم بوی زهم میدهد، بوی تخممرغ گندیدهی دوران کودکی. و واژگان یک طعم دارند، سکوت، سکوت، سکوت و ...
کوه یخ
: آدما حداقل یه بار واسشون پیش میاد که سر دوراهی گیر کنن دوراهی مثل یه ترازوئه یکی از کفه هاش "دلیل واسه موندن" و یکی دیگه ش "هدف واسه رفتن" ــه! آدما وختی سر دوراهی قرار میگیرن شروع میکنن به سبک و سنگین کردن و دو دو تا چهارتا دلایلی که به موندن امیدوارشون میکنه رو میذارن یه سمت ترازو اهدافی که واسه رفتن بهشون بهشون انگیزه میده رو میذارن یه سمت دیگه معمولا دلیل موندن میتونه یه شخص خاص باشه یا حتی یه چیز خعلی کوچیک باشه که دل کندن ازش واقعا سخته و در اکثر موارد همین دلیل ها (هرچند کوچیک و جزئی) میتونه فرد رو از رفتنش منصرف کنه هدف هم که یکی از بزرگترین انگیزه های هر آدمی واسه ادامه دادنه پس این آدم بلاخره یا از هدف یا از اون دلایل دل میکنه و مسیر خودشو مشخص میکنه بعضی آدما هستن که همین شرایط رو با یه کمی تغییر تجربه میکنن آدمایی که نه هدفی دارن واسه رفتن , نه دلیلی دارن واسه موندن هرکسی که تو این شرایط قرار بگیره یه مرگ خفیفُ تجربه میکنه آدمایی که این دوراهی کثیفُ تجربه کرده باشن میفهمن که مرگ ترس نداره این آدم آروم و بی صدا یه گوشه زنده میمونن ولی زندگی نمیکنن این آدما ...دیدگاه
کوه یخ
اینکه دو شب هم باشی و هفت صب هم سر و کلت پیدا شه نه نشون از عاشقیه نه تنهایی نه بیکاری نه هیچ کوفت دیگه ای فقط کم خوابی
کوه یخ
دست کشیدم روی سرم , میگویم غصه نخور دیوس ... درست می شود , آخ چقدر دلم برای این جمله تنگ شده بود ! نه گلایه نه کنایه نه تضاد ! می نشینم و تا می توانم : از هرچه می خواهم , از خودم و برای خودم حرف می زنم , وسط ِصحبتم حرف نمی آورم و فقط گوش می کنم , چه حرف گوش کنی شده ام من , من سر تق ! هیس عابر عبوری! --------------------------------------------------- کاش میدانستند تو نامردانه نیامده ای , آخ لطفا دنبالم نیایید ! دلم را روبروی چشمان کسی که که از اول نیامده بود باخته ام !
کوه یخ
ینی واقعن تحریمها اثر کرده،کو هیچکی؟
کوه یخ
سعدی: بر احوال آن مرد باید گریست | که دخلش بود نوزده ... خرج بیست که اگه الان بود باید میگفت: بود حال و احوال آن مرد زار | که دخلش ریال است... خرجش دلار...!!
کوه یخ
رفتنی اخرش میره بهتر که زودتر گورشو گم کرد هنوز یه جاهایی از نقشه شهرم بدون خاطره برام باقی مونده