دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوه یخ

کوه یخ
مرد - مجرد
امتیاز: 7083

دنبال‌شدگان

(886 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(685 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

کوه یخ
کوه یخ

باور کن دیدن هر بامداد اتفاق ساده‌ای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشک‌ها بیخود شلوغش نمی‌کنند!!

کوه یخ
1342114534275866_large.jpg کوه یخ

کوه یخ
کوه یخ

شیفتگان ارشاد بعد از دریا یه سری هم به کوه و غار و جنگل و بیابون بزنین بد نیست [فایل]

کوه یخ
کوه یخ

تو جمع دوستان نقل خبر میکنم که دیگه کسی به خاطر ناتوانی از پرداخت مهریه زندان نمیره یکی گفت خب میتونیم اموالمونو به نام کسی بزنیم تا مهریه ندیم هر کی یه ایده ای داد و اخر یکی از دوستان که اتفاقا از همشهریهای غضنفر هم هست میگه همه اموالمونو به نام زنمون بزنیم تا دیگه نتونه هیچ کاری بکنه همین حرفا رو میزنین که واستون جوک درست میکنن اینو که کفتم کلا جمع منفحر شد جمع رفاقتی ما داریم

کوه یخ
1-12.jpg کوه یخ

بالاخره پیداش شد

کوه یخ
کوه یخ

بعد از ده سال قرار تجدید دیدار 500 کیلومتر فاصله مکانی و دنیا دنیا دردهای کهنه غیر قابل التیام پای رفتنم نیست نمیتونم بگم نمیبخشمت چون خود تو باعث شدی نسبت به دیگران کم توقع بشم و هر بلایی که سرم بیارن رو ندید بگیرم اما هر کار میکنم نمیتونم احساسی رو که باید داشته باشم کاش بتونم طوری جلوت نمایش بدم تا قلبت نشکنه

کوه یخ
کوه یخ

به غصنفر میگن تاحالا معجزه دیدی؟؟ میگه اره!! یه روز که رفته بودم بانک در به اذن خدا باز شد

کوه یخ
کوه یخ

غضنفر چربی خون داشته دکتر بهش میگه باید روزی 4 کیلومتر راه بری!!! بعد از یک ماه غضنفر زنگ میزنه به دکتره میگه: آقای دکتر من رسیدم لب مرز حالا چکار کنم؟

کوه یخ
کوه یخ

زنه سوار ماشين یارو ميشه ميگه امان از گروني رون و سينه ! یارو ميگه لاپا! لاپا رو بگو ! زنه داد ميزنه خفه شو بي ادب ! یارو ميگه بابا لاپا، نخود، عدس

کوه یخ
کوه یخ

یکشنبه بانک رو زدم، باید پول هایی که نصیبم شده ببینین. تا دوشنبه نتونستم اونا رو به خونه بیارم، خب، معلومه، برای اینکه وزنشون خیلی زیاد بود بالاخره نشستم تا اونا رو بشمرم، برام خیلی عجیب بود، اون همه سکه ی گرد کوچولوی قهوه ای، جلوی چشمام قل می خوردن...(پاهای کثیف اثر شل سیلور استاین)

کوه یخ
کوه یخ

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..

کوه یخ
کوه یخ

از این که زندگی شما تمام شود نترسید، از آن بترسید که هرگز آغاز نشود

کوه یخ
کوه یخ

چوبه ي دار برپا مي كنند، بيرون سلولم. 25 دقيقه وقت دارم. 25 دقيقه ي ديگر در جهنم خواهم بود. 24 دقيقه وقت دارم. آخرين غذاي من كمي لوبياست. 23 دقيقه مانده است.... بهتر است حواسم جمع ِ قدم هايم باشد وگرنه پاهايم مي شكند. شش دقيقه ي ديگر وقت دارم. حالا پايم روي سكوست و سرم در حلقه ي دار ... پنج دقيقه ي ديگر باقي است. يالّا، عجله كنيد، چيزي بياوريد و طناب را ببريد. چهار دقيقه ي ديگر وقت دارم. حالا مي توانم تپه ها را تماشا كنم، آسمان را ببينم. سه دقيقه ي ديگر باقي مانده. مردن، مردن ِ انسان، به راستي نكبت بار است. دو دقيقه ي ديگر وقت دارم. صداي كركس ها را مي شنوم ... صداي كلاغ ها را مي شنوم. يك دقيقه ي ديگر مانده است. و حالا تاب مي خورم و مي ي ي ي ي روم م م م م م... (پاهای کثیف اثر شل سیلور استاین)

کوه یخ
01.jpg کوه یخ

این رستوران عجیب تخم مرغی که نام اصلی آن "لذت" است، در چین واقع شده و مساحت آن 600 متر مربع می باشد. در داخل رستوران اتاقکهایی به شکل تخم مرغ وجود داشته که افراد برای صرف غذای خود به داخل آنها رفته و درب را نیز می توانند ببندند. این رستوران رسما از تاریخ 1 می 2012 آغاز به کار کرده است.

کوه یخ
13.jpg کوه یخ

رستوران "لانه گنجشک" در تفریحگاه "سونیفا کری" در کشور تایلند، یکی از زیباترین رستوارن های حال حاضر جهان به شمار می رود. این را گردشگرانی که به این رستوارن رفته و در آنجا غذا خورده اند، می گویند. این رستوران، در ابتکار عملی جالب، هر یک از میزهای نهارخوری خود را بر روی ارتفاع و محلی که شبیه به لانه گنجشک است و در وسط درختان قرار دارد، ساخته است. در واقع مشتریان در دل درختان و در ارتفاعاتی که در سوی دیگر آن نمایی زیبا از دریا دیده می شود، به خوردن غذای خود می پردازند.

کوه یخ
کوه یخ

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن … کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند … همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیر