حمید ش.
هستن کسایی که دهنشون رو باز میکنن و نتیجهگیریهای شخصیشون رو، تصوراتشون رو، تخیلاتشون رو، «از فلانی شنیدم» هاشون رو، با اطمینان میگن. خیلی مطمئن و حقبهجانب. اینا حرفاشون بوی لجن میدن. اینا پَستترین آدمائین که تو زندگیم وجود داشتن و دارن، از اینا منتنفرم، متنفر.
حمید ش.
چیه برادر؟ آرزوهای بزرگ نداریم؛ آرزوهای کوچیک هم نداریم. هیکل ورزشکاری نداریم؛ لباس مارک دار هم نداریم . دقّت درست و حسابی نداریم. شخصیت تحسین بر انگیز نداریم. حرفای گنده گنده نداریم. بگو و بخند، بزن و بکوب، طنّازی، خودسازی، آب بازی، تاب بازی، دلخوشی، رفیق ناباب نداریم. شرمنده تونم، هیچ چیز فان کلّاً نداریم. نداریم... پست راجع به اخلاقه، ولی اخلاق درست و حسابی هم نداریم. زندگی خوش رنگه، ولی رنگ هم نداریم...نداریم آقا جان، نداریم!
حمید ش.
یه خاطرات تلخی تو ذهنم دارم ، این لامصّبا وقت و بیوقت یادم میان . همش میان جلو چشمام . انگار خدا تو مغزم از این دکمههای «A-B» کار گذاشته .
خیلی هم خوب البته.
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 18 دقيقه قبلمثن @♥ღ سکوت زندگی♥ღ .
خدا قوت. 
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبل

13 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 16 دقيقه قبل