╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
گاهی اوقات از نردبون بالا می ری تا دستهای خدا رو بگیری غافل ازین که خدا اون پایین وایساده نردبونو گرفته تا تو نیفتی.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
کاش امشب خنده ها جان میگرفت، ماجرای دردپایان میگرفت، اه اراین روزگار، سرنوشتم راچه نازیبا نوشت. دردها امشب فراموشم کنید، بادهای مرگ خاموشم کنید، کاروانی ازپرستوها گذشت، قسمت من حسرت و افسوس گشت، ای عاشقان ازشما جا مانده ام با هزاران درد تنها مانده ام.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
وسط کوچه مانده ام تنها؛ با من انگار خانه ها قهرند؛ آی بن بست های تو در تو! دوستانم کجای این شهرند..؟
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرهاپرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق میکند...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
همیشه کارهای سخت را به تنبلان بسپارید زیرا اسانترین راه ها را برای حل ان به کار میگیرند. بیل گیتس
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
باز باران، بی ترانه، بی هوای عاشقانه، بی نوای عارفانه، درسکوت ظالمانه، خسته از مکر زمانه، غافل از حتی رفاقت، حاله ای ازعشق ونفرت، اشکهایی طبق عادت، قطرهایی بی طراوت، روی دوش آدمیت، میخورد بربام خانه…
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
معلمم مرا برای سفید بودن برگه ی نقاشی ام تنبیه کرد و همه به من خندیدن اما من خدایی را کشیده بودم که همه میگفتن دیدنی نیست!
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
در هنگام سختی ، خدا همان جایی بود که فکرش را هم نمیکردم ... در مقابل چشمانم ... فقط اشک ها امان دیدن نمی داد ... بیاییم خوب ببینیم ... اشک دیگر کا[!]ت !
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
از بعضی گفتن همانقدر سخت است که از بعضی نگفتن .. همیشه باید فاصله ای مجاز باشد .. دیدن بلندی از بلندی همانقدر حقارت دارد که پستی از بلندی ! ...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
هرگاه میخواهی بدانی که چقدر محبوب و غنی هستی هرکز تعداد دوستان و اطرافیانت به حساب نمی آیند فقط یک قطره اشک کا[!]ت تا ببینی چه تعداد دست برای پاک کردن اشک های تو می آید . . .
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
بعضـــی از آدمـــا " خــــوب نمی بینــــن " امـــا بدتـــر از اون اینـــه کــــه : بعضـــــی دیگـــه "خوبــــــی رو نمی بینـــــن"