╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
با أدمها همان لحظه أی که هستند باش، أنها را به خیال خود نبر عادت میکنی به بودنشان. دراین دنیا أدمها پیش هم نمی مانند، برای تا أبد ماندن بأید رفت، گاهی به قلب کسی.. گاهی إز قلب کسی
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
با خدا بودن بهتراز نا خدا بودن است.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
آهای رفیق زخمهاتو پنهان کن, اینجا مردم زیادی بانمکن...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
به محضِ اینکه احساس کردین؛ غرورتون بازیچه ی کسی شده! کوله بارآرزوهاتونو بردارین، و بزنین به چاک.... داغِ زانو زدنتون رو؛ به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بذارین...!!!
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
"گفت :بی خیالم شو... گفتم :چرا تو بی خیالش نمیشوی؟ "گفت :نمیتوانم... و من بی خیالش، شدم یک مترسک... تنهای تنها...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
حالمان بد نیست غم کم می خوریم کم که نه، هر روز کم کم می خوریم در میان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم آب می خواهم سرابم می دهند عشق می خواهم عذابم می دهند بعد از این با بی کسی خو می کنم آنچه در دل داشتم رو می کنم
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
زخمم به قلبم میگوید :چه دوستان با نمکی داری
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
... این سه نقطه را برای تو گذاشته ام همیشه اینها نشانه ی سانسور نیست هزار حرف و تصویر و خاطره در آن خوابیده مثل من که وقتی نگاهت می کنم سه کلمه بیشتر نمی بینم تو من و عشق!
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
گاهی حجمِ دلتنگی هایم آن قدرزیادمیشودکه دنیاباتمامِ وسعتش برایَم تنگ میشود... دلتنگم... دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسیدازحرکت ایستاد... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم راندید... دلتنگ خودم... خودی که مدتهاست گم کرده ام...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
راحت نوشتیم بابا نان داد! بی آنکه بدانیم بابا چه سخت، برای نان همه جوانیش را داد...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
آهسته گفت :"خداحافظ"... و در را آهسته بست و رفت... آدم ها چه راحت وظیفه خود را به گردن "خدا" میاندازند...!!!!
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
خدایا منم تنهام.. تو هم تنهایی.. میای باهم دوست بشیم!!