آقا پسر
امر به معرف این روزا فدای آزادی شده....کسی به فکر مهدی نیست نبودنش عادی شده
آقا پسر
خوشا دردی! كه درمانش تو باشی خوشا راهی! كه پایانش تو باشی خوشا چشمی! كه رخسار تو بیند خوشا ملكی! كه سلطانش تو باشی خوشا آن دل! كه دلدارش تو گردی خوشا جانی! كه جانانش تو باشی
آقا پسر
از ميان اشک ها خنديده مي آيد کسي خواب بيداري ما را ديده مي آيد کسي با ترنم با ترانه با سروش سبز آب از گلوي بيشه خشکيده مي آيد کسي مثل عطر تازه تک جنگل باران زده در سلام بادها پيچيده مي آيد کسي کهکشاني از پرستو در پناهش پرفشان آسمان در آسمان کوچيده مي آيد کسي خواب ديدم , خواب ديده در خيالي ديده اند از شب ما روز را پرسيده مي آيد کسي
آقا پسر
گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین باز هم مشتاق روی دلکش جانا نه ام از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام آن رخ زیبا ندیده ،واله ودیوانه ام پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟ آفتا با! بهر دیدار رخت پروانه ام واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!
آقا پسر
منــ ـ ـــجـــي نمی آید چرا
ما گم شدیم در تارها
در کنج این بیهودگی
ای داد از تکرار ها
خشکیده تاک آرزو
پرپرشده گلهای باغ
چشم قشنگ زندگی
در حسرت ای کاش ها! ...
آقا پسر
از عرش صدای یا ولا می آید آئینه ی آخر خدا می آید می آیی و عدل بر جهان می باری آنروز دوباره مرتضی می آید
آقا پسر
فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم به جان حضرت زهرا دروغ می گوییم چه ناله ای چه فراقی چه درد هجرانی؟ نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم تمام چشم به راهی و انتظار و فراق و ندبه های فرج را دروغ می گوییم دلی که مامن دنیاست جای مولا نیست اسیر شهوت دنیا دروغ می گوییم زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام به پیش چشم خدا ما دروغ می گوییم کدام ناله غربت کدام درد فراق قسم به ام ابیها دروغ می گوییم خلاصه ای گل نرگس کسی به فکر تو نیست و ما به وسعت دریا دروغ می گوییم مرا ببخش عزیزم که باز می گویم نیا نیا گل طاها دروغ می گوییم
آقا پسر
تقصیر ماست غیبت طولانی شما بغض گلو گرفته ی پنهانی شما برشوره زار معصیتم گریه می کنم جانم فدای دیده ی بارانی شما پرونده ام برای شما دردسر شده وضع بدم دلیل پریشانی شما ای وای من!که قلب شما را شکسته ام آقا چه شد نبسم رحمانی شما؟ ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن عفو و گذشت سنت کنعانی شما آیا حقیقت است که اصلاٌ شبیه نیست؟ رفتار ما به رسم مسلمانی شما ایران ما اگر چه بسی شاه دیده است چشم امید بسته به سلطانی شما
آقا پسر
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد آقا بیا تا این شکسته کشتی ما آرام راه ساحل دریا بگیرد اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد اقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقام دست زهرا را بگیرد
آقا پسر
بعضی ها پروفایلشون خصوصیه نمیشه به جواب در خور بهشون داد