shahrzad
در خامشی حضورم مرا بفهم یا برای عشق،زبانی تازه پیدا کن تا درد مشترک، زبان مشترکمان باشد
shahrzad
وقتي نيستي كه هيچ وقتي هستي دو وقت دلم مي گيرد يكي وقتي با "بله" جواب مي دهي يكي وقتي "شما" صدايم مي كني چگونه صدايت كنم كه با "جانم" جواب دهي؟ و "تو" صدايم كني؟ مي گويي:خودت هم هميشه "شما" صدا مي زني مرا!! مي گويم : وقتي مي گويم "شما" منظورم تويي و تمام خوبي هايت من كه غير از تو خوبي ندارم وقتي با مني بگويي "ما" يا "شما" فرقي نمي كند
shahrzad
آرزوهایــــَ ت بُـلند بود دَست های مَن کـوتاه تو نَردِبان خواسته بودی مَن صَندلی بودم با این همه فَراموشم مَکُن وَقتی بر صَندلی فرسوده ات نِشَستی و به ماه فکر می کنی