(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
و جمعه های بی تو را باید پرستید وقتی دل، تنگ می شود و چشم تر..............
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
مات شدم از رفتنت ! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
ﺯﻥ ﺑﺎﺱ ﻟﭗ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻟﭙﺸﻮ ﮔﺎﺯ ﺑﮕﯿﺮﯼ : ﺩﯼ مردم باس ناز کشیدن بلد باشه نه هاپو باشه!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
آخی ... وفتی دهانشویه میدادن یادتونه؟ اسمامونو با ماژیک روش نوشته بودن همه باید به صف میشدیم خانوم بهداشتم رو سرمون بود که کسی در نره:-)همش میگفت آب نخورین بعدش.. مام چقد غر میزدیم انگار سودش به اون بیچاره میرسید.. تا یه ریع بعدش دهنمون یه جوری بود از ته دل یادش بخیررررررررررر