(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
این روزهـــــا من خـــــدای سکوت شده ام خفــقان گرفتـــه ام تا آرامـــش اهــــالی دنــتتیا خـــط خطی نــشــود...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
هنـــوز هـــم مـــرا به جـــان "تـــو" قـــسم مى دهـــند......مى بیـــنى تنـــها مــن نیستم که رفتنتـــــــــ را بـــاور نــمى کنم ...!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
بهت از خودتم نزدیکتر شم یه وقتایی میشد جای تو باشم یه چیزی که یه روز پشت یه ویترین تصادفی تماشام کرده باشی یه پول کهنه باشم تو کتابت که تو با ذوق پیدام کرده باشی
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
همه رویام اینه کاش میشد یه چیزی توی دنیای تو باشم............
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
کسی چه میداند چیست ؟! شاید آن را که همه اهل زمین ستاره مینامندش ، نوری از آتش سیگار خدایان باشد . . .
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
شاید روزی برسد : سیگارم را به عشق کسی روشن کنم ، نه با یاد کسی . . . !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دیروز سیگار را کنار گذاشتم . . . اما امروز ، روز دیگریست ، باید از نو کشید . .