* امــــــید *
رفتم در خونه داییم از زن دایی پرسیدم : دایی اومده ؟ گفت : چی چی آورده ؟ مثل این مونگل ها یه کم فکر کردم ! گفتم : قرار بوده چند تا وسیله برقی بیاره ! دوباره گفت : بخور و بیا ! تازه فهمیدم سر کارم ! فک و فامیله داریم ؟
* امــــــید *
به مامانم میگم ، لایک به ناهارت ، با ناراحتی میگه لایک به جد و آبادت ، نمک نشناس دستم بشکنه دیگه برات کوفتم نمیپزم ! فک و فامیله داریم ؟
* امــــــید *
با خالم رفتم لباس بخریم ، به فروشنده :گفت ببخشید من یه شلوار لی میخوام برای پسرم
یارو گفت : برای ایشون ؟ اشاره کرد به من !
خالم سریع گفت : نه بابا ! خیلی از این خوشگل تره ، این بچه خواهرمه !
* امــــــید *
من باتو زیر باران نرفته ام . . . اما باران که میبارد دلم برایت تنگ میشود . . .
* امــــــید *
خسته ام… از تـــــو نوشتن…! کمی از خود می نویسم این “منم” که، دوستت دارم…!
* امــــــید *
فکر کنم دارم بابا می شم الان چند شبه بیدار می شم کولر رو خاموش می کنم!
* امــــــید *
ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی ، رفتی؟
بسوز که این همه آتش سزای توست . . .
* امــــــید *
دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !
* امــــــید *
حوّایت میشدم اگر سیبِ سرخی داشتی حیف «آدم» نیستی!!!
* امــــــید *
به من گفت همه رو ول کن … باید دور همه رو خط بکشی ولی خودش جلوی آینه دور چشمشو خط کشید و رفت سر قرار..
* امــــــید *
آسمان هم که باشی
بغلت خواهم کرد
فکر گستردگی واژه نباش
همه در گوشه ی تنهایی من جا دارند
پر از عاشقانه ای تو
دیگر از خدا چه بخواهم…؟!