روزی جواد منادی از راهی میگذشت درختی دید که خم شده ، در گوش درخت ندا در داد که ای درخت چه شده تو را چنین زار حالی ، درخت پاسخ داد : یا جوادا درد دوری تو مرا سخت ازرده ، دیگر درختان خشک شده اند از درد دوری تو ، جواد با شیخ فرشاد ابن پی اچ پی مساله را در میان گذاشت و شیخ فرشاد فرمود: همانا تقدیر تو را با درختان سرشته اند و صلاح نیست که در میان ادمیان زندگی کنی ، از همان روز جواد درخت نشینی پیشه کرد و نام جی تری را که شیخ بر او نهاده بود برگزید ، باشد که رستگار شود(فرشاد الحکایات ، باب خاطره ، فصل جی تری) @jpmfm
lمبارک ِ عزیزم
کوشولو
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلdobare tavalodet shod???
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبلامبر کو پس
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبل