SH@DAK
بغض هایت را برای خودت نگه دار،گاهی سبک نشوی سنگین تری...
SH@DAK
سر سوزنی اگر مرا میخواست زمین و زمان را به هم میدوختم...
SH@DAK
گاهی وسط یک فکر،گاهی وسط یک خیابان،سردت میکنند،داغت میکنند،رگ خوابت را بلدند، زمینت میزنند...
SH@DAK
کارت که با من تمام شد،پرت کن بیرون مرا...راحت ترم...تا بگویی دوستت دارم...به دروغ...
SH@DAK
عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی اید، کی؟؟؟خوردمشان.
SH@DAK
بعضی ادما باید مثل جعبه سیگار برچسب هشدار داشته باشن،تا فراموش نکنی دوست داشتنشون،فقط برای تو ضرر دارد...
SH@DAK
بعضیا گریه میکنن نه به خاطر اینکه ضعیف هستن،به خاطر اینکه برای مدت طولانی قوی بودند...
SH@DAK
خدایا به تو سپردمش,به تو که میدانم از گرفتگیه گلویه پر بغضم خبر داری,اما یه خواهشی ازت دارم,یه روزی...یه جایی...تو بغل یه غریبه..مست مست بد جوری یاد من بندازش...
SH@DAK
غصه مرا میخورد وقتی دست به سینه ایستادی و من تمام راه را برای اغوشت دویده بودم...
SH@DAK
پستانکم را نگیر مادر... جهان گریه های مدام دارد...