SH@DAK
رفت...من را به خدا سپرد و خودش را به دیگری...
SH@DAK
من و دید و نشناخت این بود درد...
SH@DAK
وقتی دلت خسته شد دیگه خنده واست معنایی نداره فقط میخندی تا دیگران غم چشمات و نبینن,وقتی دلت خسته شد دیگه حتی اشکای شبونه هم ارومت نمیکنه فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کردی,وقتی دلت خسته شد دیگه هیچی ارومت نمیکنه به جز دل بریدن و ر فتن...
SH@DAK
تنها جذابیت یه پسر خنگ بودنشه...!!! به سلامتیه پسرای ایرانی که همشون جذابن!!!
SH@DAK
شیوه ی نگاهت تجمع پذیر نیست,اما مجمع هر نگاهی را به خود میکشد...
SH@DAK
یادمه بهم میگفتی اگه خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکات و ببینه و بهت بخنده گفتم اگه بارون نیومد چی؟؟گفتی اسمون وقتی اشکات و ببینه گریش میگیره،حالا من اون دوردورا وایسادم و دارم گریه میکنم توام یه گوشه وایسادی و داری بهم میخندی...
SH@DAK
یادتان باشدعشق یعدی را قبل از مصرف خوب تکانش بدهید!! تا خاطراتش بریزد...
SH@DAK
هر دومون خیانت کردیم,من شبا با گریه خوابیدم و تو ...با دیگری
SH@DAK
نه به دیروزهایی که بودی فکر میکنم,نه به فرداهایی که شاید باشی,میخام امروز و زندگی کنم.خواستی باش,نخواستی نباش...
SH@DAK
هر چیزی زمانی دارد...نفس هم که باشی دیر بیایی,رفته ام...
SH@DAK
روزگاری خواهد رسید...همچنان که در اغوش دیگری خفته ای دلت هوایم را خواهد کرد,به یاد خواهی اورد با هم بودن هایمان را...به یاد خواهی اوردخنده هایم را...به یاد خواهی اورد اشک هایم را و به یاد خواهی اورد حرف هایم را...مطمئنم که در ان لحظه با خود میگویی:دلتنگت شده ام...
سلاام
13 سال و 4 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبلسلام
13 سال و 4 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبل