اشکانم
بعضی ها گریه نمی کنند اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گـــــوشه ی چشمشان به کمیـــــن نشسته .......
اشکانم
خـــــــدا اینجاست ... توی جمله ی " عجــب شانســی آوردم " !!
اشکانم
مِـــــــــثِّه یه اتّفاقِ خـــــــــــــــــــــــــوب بیا ... بیا و بیُوفــــــــــــــت وسطِ زندگیم ؛ دیگه وقتشـــــه
اشکانم
هی خدااا نزاشتی پیشمون بمونه لااقل خودت مراقبش باش
اشکانم
سنگسار میکنند... غافل از آنکه شهر پر از فاحشگان مغزی است و کسی نمیداند مغزهای هرزه، ویرانگرترند تا تن های هرزه!
اشکانم
گفت دهانت بوی شیر میدهد و رفت … به او بگویید حالا بوی دروغ میدهد ، برگرد !