اشکانم
دختر تازه 14 سالش تموم شده. استاتوس گذاشت: زندگی بعضی اوقات اونقدر سخت میگیره که اگه خودکشی کنم سختیش کم نمیشه.... . . . خُب! چیزی که مطرحه اینکه احتمالا باباش بهش گفته امروز نمیتونم ببرمت شهربازی!!
اشکانم
باید از یک جا “شروع” کنم… به “تمام” کردنت… اول از همه پایت را از شعر هایم قطع میکنم بعد، دستت را از سرم بر می دارم بعد از آن هم، چشم از تو می پوشم بعد هم بعد ...هم با خیالت چه کنم؟ لعنتی!؟
اشکانم
درد یعنی کسی ک دوسش داری بشینه بغلت و از کسی ک دوسش داره واست تعریف کنه
اشکانم
مرسی که هستی… و هستی را رنگ میآمیزی هیچ چیز از تو نمیخواهم.. فقط باش فقط بخند فقط راه برو... نه! راه نرو… میترسم پلک بزنم دیگر نباشی..
اشکانم
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟ . . . نترس ؛ رفت …... دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !
اشکانم
خیلی بده که ندونسته بقیه رو ناراحت کنی...مخصوصا دوست صمیمیتو