اشکانم
این که نامش زندگی است، من را کشت... مانده ام! آنکه نامش مرگ است با من چه میکند
اشکانم
در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو !
اشکانم
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻣﺖ ! ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ! ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺷﻮﺧﯽ ﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺩﻟﺶ ﺑﻮﺩ . .
اشکانم
اونــــم آدمه .. اگـــر دوستتـــــ دارم هـــات رو نشنیــده گرفتــــ , غصه نخــور ! اگـــر رفتـــــ , گریه نکن ! یه روز چشمــــای یـه نفر عـــاشقش میکنه ..یه روز معنی کم محلی رو می فهمه... یه روز شکستـن رو درک میکنه ..اون روز می فهمه آه هـایی که کشیدی از تــهِ قلبتـــــ بوده.. می فهــمه شکـــستـن یه آدم تـــاوانِ سنگینی داره !