SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
یا در پی نیستی و هستی گذرد //عمرت تا كی بخود پرستی گذرد
SaMyaR
دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس/كه چنان زو شده ام بي سر و سامان كه مپرس...
SaMyaR
در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز/چه توان كرد كه سعي منو دل باطل بود...
SaMyaR
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبرو با یار وفادار چه کرد
SaMyaR
دنیا به روی سینه ی من دست رد گذاشت بر هر چه آرزو به دلم بود سد گذاشت
SaMyaR
از آدمها بت نساز . . . خیانت است . . . هم به خودت هم به او. . . خدایی میشود برایت که خدایی کردن نمیداند. . .
SaMyaR
من آن گلبرگ مغرورم … کدوم ؟ قرمزه ؟ نه ، نه ، بغلیش ! واااااااااااااى ، خیلى خوب افتادى !