SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
دیگران برای خوابیدن قصه میگویند ما قصه خود را میگوییم تا دیگران بیدار شوند.
SaMyaR
کدامین چشمه سمی شد که آب از آب میترسد؟که حتی ذهن ماهیگیر،از قلاب میترسد؟گرفته دامن شب را غباری آنچنان بر هم که پلک از چشم،چشم از پلک و پلک از خواب میترسد...؟!
SaMyaR
خدایا ... من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم... همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت... من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید من این حرف ها سرم نمی شود باید دعایم را مستجاب کنی... همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود و البته گاهی هم خود خواه حالا یادت آمد من کی هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟ باز هم آمدم پیشت با یک دل خسته از همه اتفاق های بد دنیا ، از این همه تنهایی و از این همه دلخوری ... کمک کن مرا تا قوی باشم و محکم ، کمک کن تا دوست بدارم همه را تا بتوانم زندگی کنم و زندگی ببخشم ... دیگر غیر تو هیچ ندارم که به آن دل خوش کنم ...
SaMyaR
فقط می توان آهی از ته دل کشید.... چه آرزوهایی که هیچگاه برآورده نخواهد شد .
SaMyaR
نجنامه یک نوجوان 15 ساله: وقتی یه صحنه ماچ و بوسه از کانالهای ماهواره ای پخش میشه همه اعضای خونواده چهار چشمی منو نیگا میکنن ، انگار که من دارم اون صحنه رو بازی می کنم!!
SaMyaR
وقتی کسی رو پیدا کردی ♥
که کنارش بدون هیچ دلیلی
فقط به خاطر اینکه کنارشی ، خوشحالی
دیگه به دَرک که بقیه چی میگن !
کنارش باش و لذت ببـر . . .
SaMyaR
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد ... تظاهر به بی تفاوتی تظاهر به بی خیـــــالی به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست … !