SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
نترس جانم! ظرفیت باور من به اندازه همه دنیاست تو دروغت را بگو
SaMyaR
خــــــدا جــــون :هنـــوز روی خـــاکیـــم یــادمـــون نمـــی کنـــن ...وای بـــه حـــالِ روزی کـــه خـــاکمـــــون کنـــن ...!!! ...
SaMyaR
خُدایــآ عاشـِقآن را غَم مَـــده اَگـــر دادی کمتــــــر از مَرگــــــــــــــ نَده!
SaMyaR
اگه کسی بهت گفت دوستت دارم آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو : اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم !
SaMyaR
خواهی نشوی رسوا، مثل آدم زندگی کن خوب ! خودم گفتم ! شریعتی بی گناهه !
SaMyaR
کنج اتاق، آرام نشسته ام جوانی ام چنگی به دل نمی زند مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن کیف و کتابم را بردار می خواهم به کودکی برگردم .... " زیاده خواه نیستم جاده ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی.. یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.. کمی هیزم.. کمی آتش.. مه جنگلی.. کمی تاریکی محض.. کمی مستی.. کمی مهتاب.. و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار .. تـو باشی مـن باشم و ..هــیچ دنــیـا هم ارزانی خودشان "
SaMyaR
عکس ... آدم تنها که باشد ... عاشق ِ عکس هم می شود ... ، انگار که تنهائی ... فقط دنبال ِ جمع کردن حسرت است ...