دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR

خدایا... کاش اعتراف کنی جهنمی درکارنیست, برای ماهمین روزهای برزخی زمینی کافیست... درباره »
SaMyaR
مرد - مجرد
امتیاز: 2124

دنبال‌شدگان

(246 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(228 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

SaMyaR
SaMyaR

♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥

SaMyaR
SaMyaR
در مشاعره

تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره. یکی انگار توی سینم گل یأس داره می کاره

SaMyaR
SaMyaR

ی توپ دارم قل قلی سرخ و سفید و آبیه

SaMyaR
SaMyaR

عضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی … دلـ❤ـت بگیره ولی دلگیری نکنی … شاکی بشی ولی شکایت نکنی … گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن … خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری … خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …

SaMyaR
SaMyaR

مثل بچه آدم نشسته بودم درس می خوندم بابام اومده میگه بیا این قبض هارو از طریق اینترنت وصول کن.تازه نشسته بودم پای کامپیوتر که مامانم اومده میگه:تو کی می خوای درس بخونی... بابام برگشت گفت:به خر میگی خریت نکن...ولش کن بابا خانوم...آخر سال حالش و می پرسم آخه پدر ،مادره داریم ما؟؟؟؟ من:؟:؟

SaMyaR
SaMyaR

کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، تنهایی بهترین همدم اوست

SaMyaR
SaMyaR

مے گوينـد قِسمتـــ نيستـــ حِکمَتـــ استـــ خدايـآ... مـَن معنیِ قِسمتـ و حِکمَتـــ را نمے دانمــ امـآ تـو معنےِ طاقَتــــ رآ مے دانـی ... مـَگــَر نــه ؟؟

SaMyaR
SaMyaR

dastane ziba

SaMyaR
SaMyaR

پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید من که رفتم بنشینیدو...هوارم بزنید باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد بنویسید که" بد بودم"و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم..سیرشدم پنجه به هر چه که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود که به دریا نرسید؟! خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید آی! آنها که به بی برگی من می خندید مرد باشیدو...بیایید...کنارم بزنید!

SaMyaR
SaMyaR

با رفیقت مثل رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، کنی !((((((((مخاب خاص))))))))

SaMyaR
SaMyaR

شب و روزم را آنقدر شلوغ میکنم میخواهم تا پتو را روی سرم میکشم،چشمانم خواب باشند گوسفند ها هم دل دارند! مرا یارای شمارش نیست، اینهمه! بی تو

SaMyaR
SaMyaR

آهنگ فاز غم گوش میدم یاد عشق های نداشتم میفتم … تخیل در حد جنگ ستارگان !

SaMyaR
SaMyaR

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم بلکه تو کوچه خاکی محلمون یاد گرفتم پس خوب میدونم که برا کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و از زمین بلندم کنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
SaMyaR
SaMyaR

آدمک خسته شدی* از چه پریشان حالی؟* پاسی از شب که گذشت است *چرا بیداری؟* آن دو چشم پر غم را به کجا دوخته ای؟ *دلت از غصه سیاه است* چرا سوخته ای؟* تو که تصویر گر قصه ی فردا بودی *تو که آبی تر از آن آبی دریا بودی* آدمک رنگ خودت را به کجا باخته ای؟* کاخ امید خودت را تو کجا ساخته ای؟* آخرین بار که بر مزرعه من باریدم روی دستان تو* من شاپرکی را دیدم تو چرا خشک شدی،* او چرا تنها رفت؟* من که یک سال نبودم* چه کسی از ما رفت؟ *این سکوتت که مرا کشت *صدایی تر کن این منم آبی باران تو *مرا باور کن باور از خویش ندارم که چنین می بارم *بگذر از این تن فرسوده کز آن بیزارم *نه دگر بارش تو قلب مرا سودی هست* نه برای تب من فرصت بهبودی هست* آنکه پروانه شدن را ز من آموخته بود* دلش انگار به حال دل من سوخته بود شاپرک رفت ، دلی مرد ، عزا بر پا شد رفت و انگار دلم مثل خدا تنها شد* آری این بود تمام من و این بیداری جان باران چه شده از چه پریشان حالی؟* برو که آدمکی منتظر باران است *او که با شاپرک قصه ی ما خندان است* من و این مزرعه هم باز خدایی داریم در پس کوچه ی شب حال و هوای داریم . . .

SaMyaR
SaMyaR

این شعر را همین حالا بخوان و گرنه بعد ها باورت نمی شود هنگام سرودنش چگونه دیوانه وار عاشقت بود

SaMyaR
SaMyaR

حلاج را بر سر دار گفتند: از چه روی اعدامت میكنند؟؟؟ گفت : خود را به جای خدا جا زدم ، نگو اینها دل پری از خدا داشتند!!!!