SaMyaR
♥ حال درخت سروی را دارم که سال ها در برابر طوفان های سهمگین ایستاد اما وقتی دل به نسیمی داد شکست♥ ♥ ♥
SaMyaR
شاید میان این همه نامردی باید شیطان را ستود که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد...
SaMyaR
تا حالا فکرش رو کردی که آرامش یعنی چی ؟ آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینه کسی که دوستش داری ، یه خونه گرم داری...
SaMyaR
چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم گـــاهـے آرام . . . گـــاهـے بــارانـے . . . چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو!!!!
SaMyaR
دلم برای یک نفر تنگ است ....
نه میدانم اسمش چیست ...
نه میدانم چه می کند ...
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم ...
رنگ مو هایش را نمیدانم...
لبخندش را هم ...
فقط می دانم باید باشد و نیست...
SaMyaR
دیر آمدی ؛ بودنم در حسرت خواستنت تمام شد …
SaMyaR
دلم بهانه ای میخواهد برای ادامه زندگی … مثل یک بوسه عاشقانه که یادم بیاورد هنوز زنده ام !!!
SaMyaR
حَواستـ بہ دلـَت باشد آن را هــَر جايے نَگـذار ... اينـ روزهـآ دل را مـے دُزدَند بَعد کہ بہ دَردشـآن نَخوردے جاے صَندوق پُستـ آن را دَر سطل آشغال مے اَندازَند وَ تو خوبـ ميدانے دلے که ِ اَلمثنـــے شُد ديگَر دل نمے شَود . . .
SaMyaR
کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ... کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ... کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ... کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگویم : آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم
SaMyaR
آن گاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی و آن گاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست. بدان که خداوند همه چیز را به دست... خودت سپرده تا بهترین ها را به ارمغان آوری!!!