Mohammad
آورده اند که: یادمه سال اول بودم (دبستان) خیلی شر بودم یک بار داشتم ادای معلمو در می آوردم یک دفعه معلم وارد شد همه ساکت شدن اومد پشت سر من وایساد قد منم تا بالای زانو هاش بود میدونید که کجا رو می گم منم فکر کردم مامور کلاساس با مشت زدم تو بووووووق............. اقا افتاد رو زمین بی هوش شد بعد ناظم امد سر کلاس دادا زد چی شده منم اشتبهی گفتم اقا اجازه نفسش گرفته یعنی ....ناظم گفت: نمتونه نفس بکشه پرید روش نفس مصنوعی دادن دیگه هیچی هفته اخراج شدم ............... $$$$$$ معلم هم از اون مدرسه رفت...
Mohammad
من نمیدونم این چه کاریه که همیشه میگن باید ازصفر شروع کنیم، من خودم یه بار از ۷۶ شروع کردم اتفاقا خیلی هم خوب جواب داد..!
Mohammad
خیلی دوست دارم یکی بهم بگه “قدر این روزاتونو بدونید” بعد بزنم پس گردنش و بگم دقیقا کدوم روزا؟ نشون بده با دست!
Mohammad
[!] من نمینونم درخواست دوستی هامو تایید کنم.لطفا ناراحت نشین
Mohammad
این سازمان ملل اگه یه دونه قانون «منع خیس کردن دمپایی های دستشویی» تصویب میکرد، اندازه تمام خدماتش یجا، ارزش داشت !قبول دارین؟؟