abdollahtaheri
گریــــه کن عزیزم اما نـه فـقــط واســـه خــــودت واسـه اینـــکه نمیـــشه دیــــگه بیــــام تــــولـــد ت گریـــه کـــن جـــداییـــها مـا رو رهــــا نمیــکـنــن آدمــــا انــــگار بــرای مــا دعــــا نـمــی کــنـــــن گریــــه کـن حـالا حـالا بایـد از هم جـــدا باشیــــم بشــینیـــــم منتـــظــر معـجـــزه ی خــدا بـاشـیــــم گریـــه کــن منــم دارم مثـــل تــو گریــه میــکنــم بــه خــــدای آسمـــونــامــــون گلایـــه مــی کنـــم گریــــه کـن واســه شــبایی که بـــدونٍ هم بودیـــم تـنـــهایـی بــــرای ســـنگینــی غصه کـــم بودیـــم گریــه کن سبک میشـی روزای خوب یــادت میـاد گــرچـه تــو تقــویمامـون نیستـن اون روزا زیـــاد گریــه کــن برای قولـی کــه بــهــش عمــل نـــشد واســه مشــکلاتـی که ، بودش و هسـت و حل نشد گریـــه کـن بـرای رویـایی که قسمـــت نـمی شـــه یه شبــــم ســـَر خدا واســــه ما خلــــوت نــمی شه گریه کن بـرای خوابـــــا که فقط یه خواب بـــودن واســــه آرزوهامون کــــه همشون حبـــــاب بودن گریــه کن واسه خوشی هایـــــی که نازل نمی شن واســه اون دیـوونـ
abdollahtaheri
یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟ مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟ به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟ یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟ کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟ چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟ هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟ یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟ دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟ درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟ تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟ یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟ میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟ یه چیزی بشکنه فقط ، اونم طلسم ما باشه
abdollahtaheri
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!
abdollahtaheri
اونیک داره میاد از راه خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه اونیکه داره میاد از راه خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه خود خودشه آره خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه خود خودشه وای خودشه اونیکه دلم همیشه نبالشه اونیک داره میاد از راه خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه از تو جاده ها رسیده آره خودشه عطرش هر جایی پیچیده وای خودشه خود خودشه آره خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه خود خودشه وای خودشه اونیکه دلم همیشه نبالشه میدونه اندازه ی من کسی دوستش نداره دلم با هیچ کسی جزاون فکر سازش نداره میدونه اندازه ی من کسی دوستش نداره دلم با هیچ کسی جزاون فکر سازش نداره شاید اومده که باورم کنه بگه موندگار راحتم کنه شاید اومده که باورم کنه بگه موندگار راحتم کنه اومده بگه می مونه می خواد مال من باشه نباشه خودش می دونه میخوام دنیا نباشه اومده بگه می مونه می خواد مال من باشه نباشه خودش می دونه میخوام دنیا نباشه خود خودشه آره خودشه اونیکه نگاه من دنبالشه خود خودشه وای خودشه اونیکه دلم همیشه نبالشه میدونه اندازه ی من کسی دوستش نداره دلم با هیچ کسی جزاون فکر سازش نداره میدونه اندازه ی من کسی دوستش نداره دلم با هیچ کسی جزاون
abdollahtaheri
عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو نه اگر قلب تو سنگي ست، بيا عاشق شو *********** آسمان زير پروبال نگاهت آبي ست شوق پرواز تو رنگي ست، بيا عاشق شو *********** ناگهان حادثه ي عشق، خطر كن، بشتاب خوب من، اين چه درنگي ست، بيا عاشق شو *********** با دل موش، محال است كه عاشق گردي عشق، تصميم پلنگي ست، بيا عاشق شو *********** تيز هوشان جهان، برسر كار عشقند عشق، رندي است، زرنگي ست،بيا عاشق شو *********** كاش در محضر دل بودي و ميديدي تو بر سر عشق، چه جنگي ست! بيا عاشق شو « مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز» صورت آينه زنگي ست، بيا عاشق شو *********** مي رسي با قدم عشق به منزل، آري... عشق، رهوار خدنگي ست، بيا عاشق شو *********** باز گفتي تو كه فردا!!! به خدا فردا نيست زندگي، فرصت تنگي ست، بيا عاشق شو *********** كار خير است، تأمل به خدا جايز نيست! عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو
abdollahtaheri
در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهربازي هستند از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم