دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

abisefid(امیر)

abisefid(امیر)
امتیاز: 915.3

دنبال‌شدگان

(32 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(122 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

" آیــــنه " با تـــو ام . . . محــــض رضای خـــدا برای یــــکبار هم شـــده به جـــای چشمـــهایم دلـــم را نشان بـــده تـــا / بدانــــند / دیـــوار ِ دلـــم آنقــــدرها هم که فـــکر میــــکنند کـــوتاه نیــــست گاهـــی زیـــادی کـــوتاه میــــآیم !!!

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

کاش هفت ساله بودم روی نیمکت چوبی می نشستم مداد سوسماری در دست باصدای تو دیکته می نوشتم تو می گفتی بنویس دلتنگی من آن را اشتباه می نگاشتم اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران دلتنگی را هزار بار می نوشتم!

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم" و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید ، مثل : " دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! "

این ارسال را بازنشر کرده است.
abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

وقتی نا امید شدی بدون که شیطان بین تو و خدا قرار گرفته... در حالیکه خدا با علاقه و عشق تمام به تو نگاه می کنه شیطان از حسادت به گریه میفته اما نه این پایان ماجرا نیست شیطان نمی خواد تسلیم شه پس تو دلت نجوا می کنه ...

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

من نمی دانم چیست... « آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟؟ » .............. و مرا می شکند ، می سوزد. ....... و چنین زود به هم می ریزد . نکند باز من عاشق شده ام؟؟!!

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید کوزه‌یی دادمت ای تشنه، مگر یادت نیست؟ تو که خودسوزی هر شب‌پره را می‌فهمی باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست تو به دلریختگان چشم نداری، بی‌دل آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

دیگر هوای برگرداندنش را ندارم… هرجا كه دلش می خواهد برود … فقط آرزو می كنم … وفتی دوباره هوای من به سرش زد… آنقدر آسمان دلش بگیرد كه با هزار شب گریه چشمانش باز هم.....آرام نگیرد …!!!

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

وقتی وجود خدا باورت بشه ... خدا یه نقطه میزاره زیر باورت و " یاورت" میشه.

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی به سویم آمدی آهسته ، با تردید ، و از تنهائیت با من سخن گفتی خیابان های باران خورده هم آن شب گواه صادق احساس ما بودند ولی اکنون از آن شبها چه باقی مانده آیا جز غم و تنهایی و حسرت تو را یکبار دیدم در شبی سرد و زمستانی ولی گویی برای من برای`پسر غمگین شهر تو تمام فصل ها فصل زمستان است و میترسم همیشه این چنین باشد

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

چرا غمگینی ؟..... سكوت كدامین حصار به این روزت كشانده ؟ ........باز هم فصل خزان مرا ." تو بهاری ؟....... نیمه شب چشمانت چرا بارانی ست ؟ ......چقدر این سر خسته ام زانوانت را دلواپس است....... چقدر موهای سیاهم دستانت را خواهش است........ نمی دانم این بار به چه امیدی...... در حاشیه دستانت به انتظار بمانم ؟ .....شاید بروم به نا كجای فریاد.. به نا كجای عشق..... به ناكجای حسرتهای باطل و بیهوده .........بروم یا نروم !!؟

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

دل من تنگ تو است صندلیهای حیاط پر برف دیشب … و تو کی می آیی؟ که شود آب همه برفهایی که نبودت را فریاد زده !

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

من بودم; تو و یک عالمه حرف… و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد…

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

قلبی که فکر نمیکردم جای شکستن داشته باشه شکست

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم!؟

abisefid(امیر)
abisefid(امیر)

با تو از عشق میگفتم از پشیمانی و از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!... در جواب صدایی بی وقفه می گفت: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد!!!"