هر چی بزرگ و بزرگتر میشیم #اشتباهاتی که مرتکب میشیم کمتر اما #بزرگتر میشن و گاهی اوقات خطرناک تر، اشتباه کردن بد نیست برا همه پیش میاد مهم اینه که قدرت اینو داشته باشیم که بگیم: #من-اشتباه-کردم " که خب من یکی کمتر دیدم آدمی که به راحتی بگه من اشتباه کردم، بعضی وقتا یه #لشکر آدم جمع میشن تا به یه نفر بفهمونن اشتباه کرده و اشتباه خودشو قبول کنه!!!!!اما متاسفانه بازم نمیگه!!!! همیشه #زمین و زمان و در و دیوار و این و اون #مقصرن هیچوقت من مقصر صد در صد نیستم!!! اگه این حس من بی #خطا هستم نبود شاید خیلی از کدورت ها و دردها و مشکلات هم نبود! شاید #بخشیدن راحتر بود.
زمانی که داییم سربازی بود دوستام هر چی سوال در مورد سرباز و خدمت و . . . داشتن می اومدن از من میپرسیدنیکی از این سوالای جالب این بود*اگه یه خانواده دارای سه فرزند پسر باشه و دو تاشون رفته باشن سربازی پسر سومی معافه ؟!* منم که اون موقع نمی دونم چم بود با عصبانیت گفتم؛مگه من رییس پادگانم؟!یا هشت تا پسر فرستادم سربازی؟!من از کجا بدونم و اینگونه بود که به تدریج سوالات کم و کمتر شدن
همسایمون میگفت؛ یه دختره #عادت داشته شبا گوشیشو بزاره زیر بالشتش و بخوابه اما یه روز که از خواب بیدار میشه میفهمه که نمی تونه حرکت بکنه و کلا فلج شده در این راستا دکترا هم میگن که سرش پر شده از این امواج ،نمیدونم این قضیه چقدر درسته اما اینو میدونم که #نباید موقع خواب گوشی رو بزارین بالا سرتون !اگرم #عادت دارین سعی کنین ترکش کنین چون خیلی خطرناکه دوستان
آخه شما بگین الان وقت خونه تکونیه البته خونه تکونی که نه،اتاق بچه ها تکونی ،حاضرم کل خونه رو تمیز کنم ولی اتاق در هم بر هم این عجوبه ها رو نه،زیر تختشون از شیر مرغ تا جون آدمیزاد هر چی که بخوای پیدا میشه
آهـــآ!آ!آ!آ!آن ... پس خیـــآلم رـــآحت شدا ...!
.
.
نه آخه من یه بـار ... همش یه بــــآـر سیر بود سر سفرمون ... که ینی یه بووویی میداد هیششششکی نتونست ناهار بخوره دیگه ...!!
یه داداش یازده ساله دارم از من کدبانوترهآشپزی میکنه،دوخت و دوز بلده،جارو میزنه،خرید میره واسه مامانم و . . .،الانم کاموا آورده به مامانم میگه یادم بده کلاه ببافم
مـبـارکـا بـاشـی بـانـو :**
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 17 دقيقه قبلممنون عزیزم
همچنین شما
روزت مبارک
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل:**
13 سال و 13 روز و 4 ساعت و 6 دقيقه قبل