ali
از تولد تا مرگ، لرزانیم چونان برگ…… بگذار بگذرد این رویا
ali
قایقی خواهم ساخت..خواهم انداخت به آب..خواهم رفت اونور آب..خواهم پناهنده شد
ali
salam va shab bekheyr be hamegi
ali
shabe hamegi bekheyr.shabe aroom va por setarei dashte bashiiid.
ali
salam be hame shab zende dar ha
ali
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی… که بلغزد بر من، من خودم بودم و … یک حس غریب .. که به صد عشق و هوس میارزید!!
ali
بر سینه ی من نوشته بین الحرمین نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین **
ali
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست سوگند میخورم به مرام پرندگان در عرف ما، سزای پریدن، تفنگ نیست وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
ali
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی که فرزندان آدم زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود
ali
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم! نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی
ali
گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد . اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتماد!