احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
شده ام سنگ صبور روزگار..... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم مي دهد...
احمد حسینی
ایـטּ روز هــا از ڪِنارِ مـَטּ ڪہ ﻣﮯگُذَرے احتیـــاطْ ڪـטּ … هِزاراטּ ڪارگَرْ دَر مـטּ مَشغولِ ڪارَند .... روحیــِــہ امــْ دَر دَسْتـِـ تعویــض استـــܓܨ.............
احمد حسینی
جاگذاشته ام دلی ، هرکه یافت مژدگانی اش تمام "زندگی ام"