احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
تـیــر از جـایی کـه فـکــرش را نمی کــردم رسـیــد /// دوری از آن دلــبـــر ابـــرو کـــمـــان بی فایده است **** در مـن ِ عـاشـق تــوان ِ ذره ای پـرهــیـــز نـیـسـت //// پـرت کـن مـا را بـه دوزخ،امـتـحــان بی فایده است ...
احمد حسینی
لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید *** تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!