ahmad
چه نزدیک است جان تو به جان من / / / به هرچیزی که اندیشی بدانم
ahmad
نیاز به پنبه نیست، سری ندارم که نیاز به بریدنش باشد
ahmad
روزگار غریبیست. فریادها همه ترسیده اند از اراده های ضعیف.
ahmad
آینه ها خاطره ای میگویند//بر گذر خاطره ها//خاک بنشسته در پیری پوست ما
ahmad
زمین صدایم میکند/ زمان فریاد / من میان آن و این حیران و ماتم
ahmad
میگفت دوستی ها شوخی سرد آدمهاست. /// نمیدانست که چه آتشی به پا کرد با این شوخیش
ahmad
خوش به حالتون که میرین روضه جاتون وسطه بهشته ما که دنیامون شده آخرت یزید... مارو کي ببره روضه؟ اصن منو چه به روضه... گریه کن ندارم وگرنه خودم مصیبتم... دلم کربلاس (بهروز وثوقی- علـی حاتمی - سوته دلان)
ahmad
بشنو و شنیده شو، نه اینکه خودخواهانه گوشهایت را بگیری اما بخواهی که تو را بشنود
ahmad
منم همراز تو در حشر و در نشر///// نه چون یاران دنیا میزبانم
سفرهی دلِ مرا در باد، کسی گشوده نخواهد يافت.
14 سال و 6 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبلمن خوابِ يک ستارهی صبور
زير بالش ابرهای راحله ديدهام،
يا باد میآيد و آسمان را خواهد رُفت،
يا شايد کرامتی شد و باران آمد...
درود زیبا بود طلوع عزیز
14 سال و 6 ماه و 12 روز و 21 دقيقه قبل