دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ahmad dastan

نگر تا این شب خونین سحر کرد ... چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد .... درباره »
ahmad dastan
مرد - مجرد
امتیاز: 1011

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(256 کاربر)

گروه‌ها

(32 گروه)

بازدید

ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

هنوز هم اینجا به انتظار تاریخ نشستیم ..... تاریخ خوان شدیم ، نه تاریخ ساز !

ahmad dastan
ahmad dastan

عزیزا کاسه ی چشمم سرایت ... میان هر دو چشمم خاک پایت ... از آن ترسم که غافل پانهی باز ... نشیند خار مژگانم به پایت ...

ahmad dastan
ahmad dastan

سلام ... کسی هست آیا؟

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

هــــر روزتان نــــــوروز ... نــــــوروزتان پــــــیروز... پــــسوردتان مــــرموز ... آپــــدیتتان هـــــــرروز ... مـــــاشینتان لـــکسوز... لــــکسوزتان کـــم سوز... غــــمهایتان ریــــــفیوز... عیدتون پیشا پیش مبارک اینو واسه بقیه هم بفرستین ( خواهشا )

و 23 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

بـدون ِ تـو ... پــُر از ُ آهـ ِ ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسین ابراهیمی
حسین ابراهیمی

مشکی تو برایت امنیت می آورد، خیالت راحت، گرگ ها همیشه به دنبال شنل قرمزی هستند...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
ahmad dastan

کسی اهل مشاعره نیست ؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
ahmad dastan
در مشاعره

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست ... دل سودا زده از غصه دو نیم افتادست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
ahmad dastan
در مشاعره

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد .. زدم این فال وگذشت اختر و کار آخر شد ... آن همهناز و تنعم که خزان می فرمود ....عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
ahmad dastan
در مشاعره

دختری خورد شکایت می کرد .... که مرا حادثه بی مادر کرد

ahmad dastan
ahmad dastan

چقدر بده مثل دنیای واقعی تو دنیای مجازی هم افراد بدون اینکه فکر کنن فقط برای وا کردن از سر خودشون حرفات رو تایید می کنن...

ahmad dastan
ahmad dastan

کسی هست هنوز ... کسی هست واقعا پاسخ سوالات من را بدهد ...

ahmad dastan
ahmad dastan

بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید این دو چشمان قوی را به فلان چشــم‌چران که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید وین زبان را که خداوند زبان‌بـازی بود به فلان هوچی رند از پی گفتـار دهید کله‌ام را که همه عمـــر پر از گچ بوده‌است پاک تحویل علی اصغر گچکار دهیــد وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیـــاه به فـــلان سنگ‌تراش سر بازار دهید چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجی است معده‌ام را به فلان مرد شکمخوار دهید در سر سفره خورَد فاطمـه، بی‌دندان، غم به که دندان مرا نیز بــدان یار دهید

♥ღ سکوت زندگی♥ღ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این خانه با شمع های خاموش، با آخرین نفس های زمان، با سایه ی خنده های مردی بر روی دیوارهای فروریخته اش، تا ابد زنده است. مثل قلبی که در تن مرده ای می تپد...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
ahmad dastan

دل من باز گرفته است همرهان یاری کنید ... قلب یک دنیا شکسته است همرهان یاری کنید ...

ahmad dastan
ahmad dastan

چرا دلم شکسته ؛ ای خدا ... به من گرفته ای تو خرده ؛ ای خدا ... گناه عاشقان دل شکسته ات چه بود ... که گم شدند در این سرای پر ز هولت ای خدا ... دلم گرفته از غروب مهر ... دلم گرفته از عبور یک نگاه پر گناه ... ولی من عاشقم خدا ... چه کرده ام مگر ؛ چرا ؟ ... کسی نمانده در سرای قلب من ؛ خدا .... ببین خدا ... ببین دلم گرفته ، ای تمام عالم من ای اله ... ببین کسی نمانده هم نفس ... ببین نشته قلب و جان من به یک نفس ... بدانم ای خدا که مردمان شهر من چرا ... به دیده ای سفر نمی کنند ... چرا دل خود از دیار نفرتی که مانده در جهان بدر نمی کنند ... مگر نه گفته ای که تو قدم بنه به سوی من ... و من دوان دوان رسانم این ندای خود به قلبت ؛ ای خدا ... ولی من از دو روز پیش رسیدم از دیار خستگی ... به همره دو توشه ی پر از گناه ... که شایدم رسد به پیش تو ... همان لسان عاشقی ؛ خدا ... منم روم ، تمام مردم از کنارتان ... که شایدم رسد به گوشتان ... نوای خسته ی دلی ... که از تمام قلبتان شکست ...