دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ahmad dastan

نگر تا این شب خونین سحر کرد ... چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد .... درباره »
ahmad dastan
مرد - مجرد
امتیاز: 1011

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(256 کاربر)

گروه‌ها

(32 گروه)

بازدید

ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

هنوز هم اینجا به انتظار تاریخ نشستیم ..... تاریخ خوان شدیم ، نه تاریخ ساز !

پـدربـزرگـــ ایـرانـی ... 8
36003_161.jpg پـدربـزرگـــ ایـرانـی .....

كابوسي كه همان قدر كه غربي‌ها را مي‌ترساند، ، و اينها اين روي سكه اوست، روي رحماء بينهم ، فرماندهي با صلابت، با موهايي جوگندمي و بدني لاغر و صورتي آفتاب سوخته و نگاهي محجوب و آرام. فرماندهي كه در ميان هم‌ولايتي هايش و در مراسمات و مجالس‌شان، خيلي خاكي و خودماني حضور دارد. فرماندهي كه اگر لباس نظامي تنش نباشد، كسي حدس هم نخواهد زد كه او يك فرمانده نظامي است. ، .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
20720359661798649801915047217213174146255.jpg امیرحسیــن :-)

"برای شادی روح آقا داماد صلوات!" صدای خنده و صلوات قاطی شد و در فضای کوچه و حیاط خانه پیچید. "برای سلامتی شهدای آینده صلوات!" مصطفی سر به زیر و خندان در میان همراهانش و دوشادوش شهید حسین خرازی وارد خیاط خانه شد. "صحیح و سالم بری رو مین و سالم برنگردی، صلوات بفرست!" مهمانها هرچه سکه و نقل و شیرینی داشتند ریختند روی سر مصطفی که سرخ شده بود از خجالت. "در راه کربلا بی دست و بی سر ببینمت، صلوات بعدی رو بلندتر ختم کن!" و صدای بلند صلوات اطرافیان .... مصطفی مثل همیشه شلوار نظامی اش را پوشیده و پیراهن ساده ی شیری رنگش را روی آن انداخته بود اما با این تفاوت که آنها را اتو کرده بود. بیشتر مهمانها از دوستان او بودند، بچه های جبهه یا همدرسان دوران طلبگی که حالامجلس را دست گرفته بودند و به اختیار خود می چرخاندند. حاج حسین خطاب به ناصر گفت:" پاشو مجلس را گرم کن! مثلا عقدکنان رفیقمان است." ناصر در حالیکه با عجله کیکهای داخل دهانش را قورت می داد گفت: چشم فرمانده ! آنگاه پارچ آب را برداشت و سرکشید و بلافاصله بلند شد و وسط مجلس ایستاد،.....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツ سارینا ツ
ツ سارینا ツ

چیست؟چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو داشته باشی! توقع چیست؟چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
38012912537429143209.jpg امیرحسیــن :-)

مامورین خبیث بحرین در حال پاشیدن اسپری فلفل به صورت یک زن محجبه....فقط باز نشر شود .....

و 8 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
پـدربـزرگـــ ایـرانـی ... 8
195774_991.jpg پـدربـزرگـــ ایـرانـی .....

جنگ كه شد، جوان بنايي بود در كرمان؛ متولد اسفند ۱۳۳۶. سرش هم گرم كار خودش. جنگ كه شد، بنايي را همان جا رها كرد و راهي جبهه شد. كمي بعدتر، اين جوان بسيجي فرمانده بسيجي‌هاي هم‌ولايتي‌اش شد و بعد‌تر لشكري از همين بسيجي‌هاي آفتاب سوخته كوير تشكيل داد كه شد لشكر ۴۱ ثارالله .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیرحسیــن  :-)
دست ندادن با دختر ملکه.jpg امیرحسیــن :-)

دست ندادن قهرمان ایران با عروس ملکه....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ahmad dastan
ahmad dastan

سلام

ahmad dastan
ahmad dastan

هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟؟؟ دلتنگی معنی ندارد .... درد دارد....

ahmad dastan
ahmad dastan

شاهین ایرانی : میگه حسابی خسته ات میکنم تا حدی که فکر کنی بریدی . اونوقت یه نگاه کوچیک که بهم میندازی کلی کیف میکنم . با اینکه خسته شدی ولی با من بودی . پس منم به وعده هایی که بهت دادم عمل میکنم . یک قدم از تو گامهای باقی مانده اش با من @مسافر...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ahmad dastan
ahmad dastan

سلام آقا ... کجایی ؟ نمیدونم . خیلی گرفتارم آقا . میدونم تو هم گرفتار مایی اما خیلی دلم تنگه از همه چی و خیلی ها . دلم می خواد حرف بزنم اما نمیشه ای کاش میشد .... ای کاش .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
رها
wWw.White-Sky.Blogfa.CoM (993).jpg رها

بدترین سوتی ای که توی زندگیت دادی چی بود؟ (سرِجدّتون حذف نشه)بیاین دیدگاه!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

زندگی زیباست اگر بگذارند / چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند / من از اظهار نظر های دلم فهمیدم / عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند....

ahmad dastan
ahmad dastan

شروع مدارس و دانشگاه و ..... به بچه درس خون ها تبریک میگم ما هم باید پاشیم بریم دانشگاه .....

ENSAN
ENSAN
توسط ahmad dastan

قاصدک با بال خسته / با پر بال شکسته / کنار شهید گم نام گرم گفت و گو نشسته / میگه من آهی غریبم که همیشه بی پناهه / پا شو بر گردیم به خونه مادرت چشم انتظاره / 30 سال خونه نرفتی / خبری از تو نداره / حق داره دلواپست شه / بیچاره چشم انتظاره / یک روز میگه بر میگرده مثل یوسف که دیر اومد / یک روزم میگه با حستر بنا بود بیاد میومد / راستی پاشو تا ببینی شهرتون شهر قدیم نیست ..... میترسم بقیه اش رو بنویسم خیلی باز هم ناراحت بشن .هر جور فکر میکنید ادامه بدید.....

این ارسال را بازنشر کرده است.