ahmad dastan
دختری خورد شکایت می کرد .... که مرا حادثه بی مادر کرد
ahmad dastan
یک عمر زیر پا لگد کردند او را .... اکنون که می گیرند روی شانه مرده است...
ahmad dastan
شمشیر کشیدی و بخونم ننشاندی ... افسوس که آغاز تو انجام ندارد
ahmad dastan
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق ..... هر دم از نو غمی آمد به مبارک بادم
ENSAN
خسته ام.. خسته تر از یک مرداب .. خسته ام از دوستانی که تعداد دوستانشون اینقدر زیاده که حتی فرصت فکر کردن بهت رو ندارن
ahmad dastan
سنگک .... بودن یا نبودن ؟
ahmad dastan
وقتی تنها میشی و دلت میشکنه تازه می فهمی چقدر بی انصافی ...
حافظ
حافظ خلوت نشین دوش به می خانه شد .... و از سر پیمان گذشت عاشق و دیوانه شد ....
ahmad dastan
آقا اگر بخواهید بجنگیم هم ، ما هنوز مردان جنگیم ... گوش بزنگ فرمان شما
ENSAN
سلامتی هر چی ادم های باحاله روی زمینه که تا اخرین لحظه ی دنیا ادم میمونن کار ندارن دنیا تمومه یا نه !!! یکی دو روز بعد پایان دنیا
ENSAN
اگر هر کس نقش خودش رو داشت ... نه نقشی که بهش میدن ( مهندس بزرگ , ریاضی دان , دکتر با تجربه , آیت الله العظمی ....) ان وقت نه وجه ی کسی خورد می شد ... نه کسی به بهانه ی دیگری توهین میشنید ... انسان بودن یعنی خودت بودن
ENSAN
دلم خسته شد ... ای آدم ها , آدمیت را چه شد ...