ahmad dastan
این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته ... موج ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته
ahmad dastan
روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم ... دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم
ahmad dastan
در دکان باده فروشان همه بست است ... آن که باز است همیشه ، در میخانه ی توست
ahmad dastan
در جست و جوی اهل دلی عمر ما گذشت .. جان در هوای گوهر نایاب داده ایم ..
ahmad dastan
روی قبرم بنویسید مسافر بوده است ....بنویسید که یک مرغ مهاجر بودست ...
ahmad dastan
دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد ....به روز مرگ، شعرت، سوره ی یاسین نخواهد شد ...فریبت می دهند این فصل ها، تقویم ها، گل ها ...از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد ...مگر در جستجوی ربّنای تازه ای باشیم.... وگر نه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد ...مترسانیدمان از مرگ، ما پیغمبر مرگیم ...خدا با ما که دلتنگیم، سر سنگین نخواهد شد ...به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در با....د بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد ...علیرضا قزوه... به یاد جانبازان که گذشتند برای خدا ... چه قدر سبک بال ...
ahmad dastan
امشب از حسرت رویت دگر آرامم نیست ... دلم آرام نگیرد که دلارامم نیست
ahmad dastan
در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند ... من از نا باوری آنجا محبت آرزو کردم
ahmad dastan
دلتنگ شدیم ... دلتنگ صدای کوچه های مدینه ... بوی غربت علی (ع) می آید ... بوی تنهایی مردی غریب در میان آشنایانش ... گریان می شود از زهرا (س)
ahmad dastan
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی .... ز بامی که برخاست مشکل نشیند
ahmad dastan
از داغ غمت هر که دلش سوختنی نیست ... از شمع رخت محفلش افروختنی نیست
ahmad dastan
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل .. اسیر نفس شیطانی چه حاصل
ahmad dastan
تا که بودیم نبودیم کسی ... کشت ما را غم بی هم نفسی ... تا که رفتیم همه یار شدند ... خفته ایم و همه بیدار شدند ...
ahmad dastan
دوای درد بی درمان تویی تو ... هه وصل و همه هجران تویی تو ...