ahmad dastan
عجب رسمی جهان دارد ... دلم دیگر توان ماندن و دیدن نمی داند ... گذر کردم که شاید اندکی دردم رها گردد ... خداوندا همه دوستان این دنیا برای ماندنم سیرند ... نگهبان باش بر آنها که با این غصه ها پیرن ...
ahmad dastan
مرا بی کس تنها راها کردند در اینجا .... مرا غمگین رها کردند در اینجا ....
ahmad dastan
سال هاست دلم برای ریختن اشک خودکارم روی سفیدی کاغذ تنگ شده ... جای تمام دلتنگی هایم صفر و یک می گذارم ... هعی
ahmad dastan
برای روز های خوشم نگرانم .... سلام
ahmad dastan
سلام .... یه سایت شعر از یک شاعر معاصر براتون میزارم ... سر بزنید شعرای خوبی داره ... www.smdaily.mihanblog.com نظرتونم بگید.
ahmad dastan
ناله ها را باز هم به باد بسپار ... فریاد صدایم خانه نشین تنهایم شدست ... دارم ادمیتم را پس می دهم
ahmad dastan
من سال هاست بی کسی هایم را به تو نسبت دادم ... ای کاش زودتر می فهمیدم خودم مقصرم...
ahmad dastan
تا راه پاسخ نمی دانی صحبت نکن....