mohammad
توسط موبایل
"هوایت" دستان سنگینی داشت... وقتی به سرم زد فهمیدم....
mohammad
توسط موبایل
يك پنجره برای من كافى است يك پنجره به لحظه ى آگاهى و نگاه و سکوت... اكنون نهال گردو آنقدر قد كشيده كه ديوار را برای برگ های جوانش معنى كند... "فروغ"
mohammad
توسط موبایل
سردمه مثل يك خارك سبز... ميدونم هيچ زمانى، ديگه خرما نميشم!!!!
mohammad
توسط موبایل
وقتي ميخواهمت نيستي اتفاق خاصي نمي افتد فقط من ذره ذره ايوب ميشوم!..
mohammad
من پری کوچک غمگینی را میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین مینوازد آرام ، آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
mohammad
توسط موبایل
به كوچه اى رسيدم كه پيرمردى ازآن خارج ميشد!! "بهم گفت نرو،بن بسته!!! گوش نكردم و رفتم" بن بست بود!!! وقتى برگشتم و به سركوچه رسيدم، پيرشده بودم!!!
mohammad
توسط موبایل
درباز وبسته شد! حتماباز باد شوخى اش گرفته، اداى آمدنت را درمي آورد...!
mohammad
توسط موبایل
در جامعه اى كه "ارزش ها" عوض مى شوند! "عوضى ها" با ارزش مى شوند!!!
mohammad
روزگار نبودنت رابرایم دیکته می کند...ونمره ی من بازمی شود صفر...
هنوز...نبودنت رایادنگرفته ام!!
mohammad
"ما بدهكاريم
به كسانى كه صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت مى خواهم چندم مرداد است؟
و نگفتيم...
چون كه مرداد گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است..."
"خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
ماييم كه پا جاى پاى خود مى نهيم و غروب مى كنيم هر پسين..."
اما حسين هرگز غروب نكرد...
يادش گرامى...
mohammad
نمی دونم چرا هرچه دكلمه زمستان اخوان.و گوش ميدم سير نميشم!
mohammad
"بى بى" هم روزى "نى نى" بود!
گذشت زمان نقطه ها را هم عوض مى كند...
mohammad
نميگذاشتم به آساني دلم را ببري، اگر ميدانستم بعد از تو زندگي كردن چقدر دل مي خواهد...
mohammad
آمدنت را سهم كدام جاده كرده اى
كه روبه هر راهى كه مى نشينم
خبری از تو ندارد...