یه همکار دارم شمالی است چند روز پیش می خواستیم باهم بیرون هرچی می خواد بگه بردار میگه بگیر دیونم کرد قاطی کردم همه چیز خریدم !!!! اخه این چه زبونیه !!!
@آیدا ... ... صبح که چشمانم را بر روی آفتاب باز می کنم، خوشحالم که تو هستی! ضربان قلبم را می شنوم مطمئنم دلیلی دارد این تپشها. شب می شود، خوشحال می شوم که شب هست و تو هستی و در ظلمت شب چقدر خدا پیداست و چقدر نور است و گرما . باز آفتاب سر می زند با بودنت احساس می کنم امروز هدیه ی خداوند است به من.
لبخند جادو میکنه. حتا یه دعوای بعد از تصادف رو با لبخند میشه خوابوند.میشه وقتی اشتباه کردی با لبخند به طرف نگاه کنی همه چی حل میشه. آدما تشنه محبت ان. یه لبخند از این رو به اون روشون میکنه.لبخندی که از ته دل باشه. واسه همینه من همیشه میخندم.همیشه تجربه اش کردم که میگم. از خیلی موقعیتا نجاتم داده. با دختر گرفتنم با شوخی و خنده یه کار کردم مامور میگه برو پسر کارت درسته. تصادف کردم زدم مادر ماشین جلویی رو .......... اومدم پایین دیدم طرف خیلی شاکیه خندیدم گفتم اوف پدر ماشینتو در آوردم که. اونم خندیده. حتا موقع خربد کردن طرف میگه واسه اخلاقت هر چقد دوس داری بده. بحثی تو قیمتش نیس. وسط بحث و دعوا یهو میخندم یه تیکه میپرونم کلن همه ناراحتیا فراموش میشه. بخندین عمو ببینه.
چرا این روزا آدما کمتر لبخند می زنن؟ از زنبورها یاد بگیریم. روی گل های سمی می شینن، ولی ما از شهد شیرینشون استفاده می کنیم و لذت می بریم. یه لحظه هم شده غم و غصه رو بی خیال شو و لبخندی بزن.
همــه ی مـــا

13 سال و 1 ماه و 9 ساعت و 11 دقيقه قبلفقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک
اتفــــاق ســـاده ایـــم
کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ،
یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
ممنونم دوست خوبم



13 سال و 1 ماه و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 9 ساعت قبل