alibavafa
شبهایی که میومد تاصبح گوشه ی خونه پای نماز بود فکر میکرد ما خوابیم ما تاصبح کشیک شو میدادیم مناجاتشو بشنویم... نیمه شب سجده برزمین آرام زمزمه می کرد "خدایا چگونه در آتش بر فراقت صبر کنم؟؟؟؟........الهی و ربی من لی غیرک"مادر می گفت نمیدونم چکار کرده اینقدر گریه می کنه؟نمیدونست چند روز دیگه به پروازش بیشتر نمونده ...وقتی شهیدمادر شد گفت: پسرم تو گلچین خدا بودی و من نمیدونستم.....بگو با فراقت چکنم؟/برای شادی مادر شهدا صلوات