روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد .یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است . سطل را تمیز کرد ، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد .وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است . وقتی در را باز کرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت : " هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد
به گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران بهروز ساقي جانباز 70 درصد نخاعي به مناسبت اعياد شعبانيه و بزرگداشت مقام جانبازان اين سروده را به همه كساني كه هنوز با درد و رنج شيرين جانبازي ميسازند و خم به ابرو نميآورند، سروده است:
كاش من هم شيميايي ميشدم
در هواي تو هوايي ميشدم
كاش «موجي» ميشدم بي ادعا
غرق اوهام خدايي ميشدم
ديدگانم را به «تركش» ميزدم
لايق اين روشنايي ميشدم
ميفتادم روي مين بيدست و پا
عاشق بيدست و پايي ميشدم
مينهادم سر به پايت تا ابد
مرده بودم موميايي ميشدم
بين مرگ و زندگي پل ميزدم
باعث اين آشنايي ميشدم
چون شهيدان در پگاهي دلنشين
من فدايي من فدايي ميشدم
اللهم احفظ النائب المهدی الامامنا سید علی حسینی الخامنه ای .....


14 سال و 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 52 دقيقه قبلبه به داداش احسان گل چه خبر؟
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 50 دقيقه قبلسلام علیرضا جان ... اللهم عجل لولیک الفرج ...
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 47 دقيقه قبلآمین...
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 46 دقيقه قبل