دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

!L@

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و... درباره »
!L@
مرد - مجرد
امتیاز: 3063

دنبال‌شدگان

(234 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(214 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

!L@
!L@
در Coma

من آن غریبه ی دیروز ، آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم ، در آشنایی امروز می نویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی که دوستم داشتی

این ارسال را بازنشر کرده است.
!L@
!L@
در Coma

فرانسوی ها میگن : به قلب ما نزدیک تر است آن کسی که از چشمهای ما دور است .

!L@
!L@
در Coma

یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها ، کی پر کاهی بماند در میان بادها ؟

!L@
!L@
در Coma

عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ، عشق در حسرت دیدار تو زیباست .

!L@
!L@
در Coma

وقتی کسی بهت میگه از ته دل دوست دارم مواظب باش ، چون هنوز بالای دلش جایی برای دیگران وجود داره .

!L@
!L@
در Coma

چه زیباست معشوقه ی کرمهای خاکی بودن در غم سرای مرگ ، زیرا معشوقه ی آدمیان بودن چیزی ندارد جز دل شکستن در رهگذر خاطرات .

!L@
!L@
در Coma

هرکه منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد .

!L@
!L@
در Coma

تحمل تنهایی از گدایی دوست داشتن آسانتر است ، تحمل اندوه از گدایی همه ی شادی ها آسانتر است .

!L@
!L@
در Coma

دیروز در دادگاه دلم عقل من قاضی بود ، متهم قلبم بود ، جرم من عشقم بود ، عشق من یاد تو بود ! آیا حق من اعدام بود ؟

!L@
!L@
در Coma

اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه ، که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .

!L@
!L@
در Coma

عشقی که تو را نثار ره کردم ، در سینه ی دیگری نخواهم یافت ، زان بوسه که بر لبانت افشاندم ، سوزنده تر آذری نخواهی یافت .

!L@
!L@
در Coma

هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد .

!L@
!L@
در Coma

یکی یکی می رفتیم و کاتب سرنوشتمان را با خطی زیرین می نوشت ، نوبت که به من رسید قلم از قلمدان افتاد و شکست ، کاتب با خط تیره و تار نوشت : اسیر نوشت .

!L@
!L@
در Coma

خستگی ها برایم بی معنا می شود آنگاه که احساس می کنم تو در کنار من هستی .

!L@
!L@
در Coma

چشم در انتظار توست و دلم در گرو عشق تو ، دوست دارم تو را تنگ در آغوش بگیرم و تمام دلتنگیهایم را با شعرهایم به سرزمین چشمانت هدیه کنم ، دوست دارم شبنم های دلواپسی ام را در روی گل گونه هایت جاری سازم ، صورتت را از اشکهایم خیس کنم و تو محکمتر و بلندتر از همیشه به من بگویی خجالت بکش .