!L@
دست من گیر که این دست همان است که من ، بارها در غم هجران تو بر سر زده ام .
!L@
دست من گیر که این دست همان است که من ، بارها در غم هجران تو بر سر زده ام .
!L@
تمام شهر محل را سپرده ام که بگویند به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت .
!L@
از تمامی بودنی ها تو یکی ازآن من باش ، که به غیر با تو بودن آرزوی ندارم
!L@
تک تک آرزوی هایم را می سوزانم تا چشمکی باشد برای شب های بی ستاره ات .
!L@
تو تموم طول جاده که افق برابرم بود ، شوق تو ره توشه ی من اسم تو همسفرم بود .
!L@
توی دنیا واسه تو عزیزترینم ، آسمونا زیر پامه اگه با تو رو زمینم ، تو با من یه همیشه آشنایی ، تو با من دیگه از همه جدایی ، ای عزیز هم قبیله ، با تو از یه سرزمینم ، تا به فردایی دوباره ، با تو هم قسم ترینم .
!L@
پازل دل یکی رو بهم زدن هنر نیست ، هر وقت با تیکه های شکسته دل یک نفر یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی !
!L@
هر کسی هم نفس شد دست آخر قفسم شد ، من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد ، اون که عاشقانه خندید خنده های منو دزدید ، زیر چشم مهربونی خواب یک توطئه می دید .
!L@
یادت باشه یا تو به یادم می مونه ، یادی کن که یاد ما هم به یادت بمونه .
!L@
در مدرسه ی زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود .
!L@
دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است ، دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است ، عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است .
!L@
پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟ نگفتم به کجا ؟ نگفت : به خلوتگاه دوست ، نگفتم مگر فاصله ای می بینی ، بین دل و آن کس که دل منزلگه اوست !
!L@
پروردگارا ! یاد یکدیگر را از ضمیرمان مزدای ! و چنان کن که شب و روز از محبت های یکدیگر یاد کنیم و برای هم آمرزش و آسایش طلبیم .
!L@
به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد .